تبليغاتX
ژئو صد دروازه
جغرافیا(سیاسی،اقتصادی، شهری، روستایی،طبیعی)با تاکید بر شهرستان دامغان
 آشنایی با پروژه بین المللی شهر توریستی صددروازه

اشاره: پروژه بین المللی شهر توریستی صددروازه در منطقه نمونه گردشگری سد شهید شاهچراغی دامغان از جمله کارهای بزرگ و ماندگاری است که توسط بخش خصوصی در حال اجراء می باشد. با عنایت به سوالات گوناگون کاربران محترم درخصوص چگونگی اجرای این طرح بزرگ، ضمن اعلام آمادگی برای انعکاس برنامه های مدیران پروژه مذکور، شما را با برخی ویژگی های شهر جدید آشنا می نماییم:

پروژه بین المللی شهر توریستی تفریحی صد دروازه (هکاتوم پولیس):

در ایران باستان در دوران اشکانیان پایتختی وجود داشت به نام هکاتوم پولیس یا شهر افسانه ای صد دروازه که همان دامغان امروزی است. همانطور که پرسپولیس تختگاه  هخامنشیان بوده، هکاتوم پولیس  نیز  تختگاه اشکانیان بوده است و واژه صددروازه به شهرهایی نامیده می شده که اهمیت، اعتبار و عظمت فراوانی دارا بوده و بیش از پنج دروازه داشته اند. وجود آثار بی شمار باستانی و تاریخی که قدمت برخی از آنها به 7000 سال  پیش می رسد از جمله  تپه حصار، چشمه علی، مسجد  جامع دامغان  و مسجد  تاریخانه در  این شهر  و  قرار گرفتن در مسیر جاده تاریخی ابریشم به همراه تنوع اقلیم بی نظیر منطقه، جنگلهای ابر در شمال و شرق و کویر رملی در جنوب و مهم تر از همه در مسیر جاده ای که از پایتخت به سوی بارگاه امام رضا (ع) می رود با بیست میلیون نفر مسافر در سال، کماکان اعتبار و اهمیت این شهر تاریخی را حفظ نموده است. حال بعد از گذشت 2300 سال می رود که تاریخ دوباره تکرار گردد و شهری عظیم و مدرن در این مکان بنا نهاده شود.

در طراحی شهر بین المللی تفریحی توریستی صددروازه با رعایت کلیه اصول شهرسازی سعی گردیده معماری آن تلفیقی از معماری اسلامی، باستانی و مدرن باشد.

موقعیت پروژه:

فاصله سایت تا شهر تاریخی دامغان به سمت جنوب 7 کیلومتر
فاصله سایت تا مرکز استان شهر سمنان به سمت غرب 117 کیلومتر
فاصله سایت تا شهر تهران ، پایتخت کشور به سمت غرب 357 کیلومتر
فاصله سایت تا شهر مقدس و مذهبی مشهد به سمت شرق 577 کیلومتر
فاصله سایت تا شهر معماری جهان ، اصفهان به سمت جنوب 622 کیلومتر
فاصله سایت تا شهر سرسبز ایران ، به سمت شمال 173 کیلومتر
فاصله سایت تا فرودگاه شاهرود 67 کیلومتر
فاصله سایت تا ایستگاه راه آهن 12 کیلومتر

جاذبه های توریستی:

موقعیت جغرافیایی محل: قرار گرفتن در مسیر جاده تاریخی ابریشم.
تنوع اقلیم منطقه: در 20 کیلومتری سایت ، سمت شمال جنگل ابر و کاملأ مرطوب و در 40 کیلومتری جنوب سایت کویر رملی واقع گردیده است که موقعیت بسیار جذابی برای گردشگران بوجود می آورد.
تنوع زیست محیطی: استان سمنان 20% از تنوع زیستی محیط کل کشور را به خود اختصاص داده است
امکان استفاده از انرژی های نوین خورشیدی و نیروگاههای بادی با توجه به موقعیت سایت و بادهای منطقه و هوای کاملأ پاک و تمیز و مطبوع و طبیعت بکر کوهستانی و وجود دریاچه سد دامغان.
واقع گردیدن در نزدیکی قطب های علمی و دانشگاهی شهر دامغان با بیش از 12500 دانشجوی غیر محلی و قرار گرفتن در مسیر جاده تهران - مشهد با 20 میلیون مسافر جاده ای در سال جهت زیارت بارگاه امام رضا (ع) و امکان دسترسی آسان به زیر ساخت های آب و برق و گاز به دلیل نزدیکی به شهر دامغان در 7 کیلومتری شمال دامغان و شیب ملایم سطح سایت و تراکم بالای خاک که ایده آل برای عملیات

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در یکشنبه پانزدهم آبان 1390  |
 بررسي وضعيت شاخص‌هاي استان سمنان در سال 1387

 
 

اشاره: استان سمنان براساس آخرين تقسيمات كشوري، 5 شهرستان دامغان، سمنان، شاهرود، گرمسار و مهديشهر را در برگرفته و 13 بخش، 17 شهر، 29 دهستان و 755 آبادي داراي سكنه را شامل شده است. اين استان به مركزيت شهر سمنان از شمال به خراسان‌شمالي، گلستان و مازندران، از جنوب به يزد و اصفهان، از مشرق به استان خراسان‌رضوي و از مغرب به استان‌هاي تهران و قم محدود شده است. گزارش پيش‌رو به بخش‌هايي ازسالنامه آماري استان سمنان در سال 1387 مي‌پردازد.

براساس سالنامه آماري سال 1387 استان سمنان، جمعيت اين استان در اين سال بالغ بر 604385 نفر  بوده كه از اين  تعداد 464132 نفر در مناطق شهري و 140253 نفر در مناطق روستايي ساكن بوده و تراكم نسبي جمعيت در سال يادشده 19/6 نفر در هر كيلومتر بوده است. در سال 1387، تعداد 8799 نفر در اين استان متولد شده‌اند كه 4462 نفر پسر و 4337 نفر دختر بوده‌اند. بررسي تولدهاي ثبت شده، استان سمنان برحسب نقاط شهري و روستايي نيز حاكي از آن است كه در سال مورد بررسي، مجموع 6981 نوزاد (3529 پسر و 3452 دختر) در نقاط شهري استان متولد شده‌اند. اين رقم در نقاط روستايي معادل (1818 نفر بوده كه از اين تعداد نوزاد متولد شده 933 پسر و 855 دختر بوده است.

جمعيت شهري و روستايي

از سه شهر اميريه، ديباج و دامغان كه نقاط شهري شهرستان دامغان هستند، شهر دامغان با داشتن 34057 نفر بيشترين تعداد جمعيت شهري را در خود جاي داده است.

از بين شهرهاي سرخه و سمنان كه نقاط شهري شهرستان سمنان هستند، شهرستان سمنان با 64891 نفر بيشترين و شهر سرخه با 6663 نفر جمعيت در رتبه بعدي قرار دارد.

در شهرستان شاهرود نيز شهر شاهرود با داشتن 101729 نفر جمعيت در صدر قرار گرفته و در سال مورد بررسي شهر گرمسار 29264 نفر جمعيت داشته است. مهاجران وارد شده به اين استان طي ده سال گذشته طبق برآورد آبان ماه سال 1385 (آبان 1375- آبان 1385 ) معادل 38537 نفر در مناطق شهري و 15132 نفر در مناطق روستايي ساكن شده‌اند.

وضع فعاليت جمعيت 10 ساله و بيشتر اين استان در نقاط شهري براساس برآورد آبان‌ماه سال 1385، 140733 نفر جمعيت فعال از نظر اقتصادي بوده است كه از اين تعداد 128638 نفر شاغل هستند و جمعيت بيكار 12095 نفر است. شاخص جمعيت فعال اقتصادي در نقاط روستايي 52182 نفر بوده كه از اين رقم سهم شاغلان برابر 48055 نفر و سهم بيكاران 4127 نفر بوده است.

براساس نتايج آماري در سال 1387، نرخ مشاركت اقتصادي نيروي كار استان سمنان در جمعيت 10 ساله و بيشتر 5/33 درصد و نرخ بيكاري 3/8 درصد بوده است.

بررسي وضعيت كشاورزي، جنگلداري و شيلات

بررسي وضع كشاورزي و مرتع‌داري استان سمنان حاكي از آن است كه در كل استان، 331 شركت تعاوني كشاورزي در سال 1387 فعال بوده و 4147 نفر عضو داشته است و براساس آخرين آمارگيري كه در سال 1382 انجام شده است، مساحت كل اراضي كشاورزي بهره‌برداري‌هاي با زمين كل استان برابر 153827 هكتار است كه 32015 مترمكعب آن مورد بهره‌برداري قرار گرفته است.

مساحت جنگل‌هاي تحت پوشش اداره كل منابع طبيعي استان در سال 1387، 352245 هكتار برآورد شده و همچنين مساحت بيابان‌هاي استان 5274364 هكتار بوده است. مساحت مراتع نيز 3741386 هكتار است. بررسي پوشش جنگلي استان نيز نشان مي‌دهد. مساحت جنگل‌كاري تحت پوشش اداره كل منابع طبيعي استان 326هكتار بوده كه 74 هكتار آن متعلق به بخش دولتي است و بقيه به طرح ملي نهضت سبز با مشاركت مردم اختصاص دارد.

بررسي ميزان انواع گونه‌هاي بچه ماهيان نيز حاكي از آن است كه در سال 1387 در شهرهاي استان، 945 هزار قطعه ماهي توليد شده كه 900 هزار قطعه آن ماهي قزل‌آلا است.

صنعت

در بخش صنعت در سال 1387، مجموع 858 فقره جواز تأسيس كارگاه‌هاي صنعتي از سوي سازمان صنايع و معادن استان صادر شده است كه بيشترين آن با 151 فقره به توليد محصولات كاني غيرفلزي مربوط مي‌شود. در اين سال تعداد پروانه‌هاي بهره‌برداري از كارگاه‌هاي صنعتي صادره توسط صنايع و معادن استان سمنان برابر 188فقره بوده است. همچنين بررسي ميزان اشتغال ايجاد شده توسط كارگاه‌هاي صنعتي براساس پروانه‌هاي بهره‌برداري صادر شده نشان مي‌دهد، كه در مجموع تعداد 3755 نفر در اين كارگاه‌ها مشغول به كار بود‌ه‌اند و بيشترين تعداد شاغلان با 731 نفر به كارگاه‌هاي توليد محصولات كاني غيرفلزي مربوط مي‌شود.

آب و برق

در سال 1387 ميزان كل تخليه سالانه آب‌هاي زيرزميني استان برابر 55/1086 ميليون مترمكعب بوده است. تعداد انشعاب و مشتركان آب در نقاط شهري استان در سال 1387، برابر با 154162 انشعاب و 154162مشترك است. كه 137853 هزار مترمكعب در مصارف خانگي و تجاري مصرف مي‌شود. توليد برق در سال يادشده برابر17588 هزار كيلووات ساعت بوده كه توسط مؤسسه‌هاي تابع وزارت نيرو توليد شده است. 456 روستا داراي برق هستند كه 34311 خانوار را شامل مي‌شود.

ساختمان و مسكن

در سال مورد اشاره تعداد پروانه‌هاي ساختماني صادر شده براي احداث بنا برابر 2346 پروانه است كه مساحت زمين آنها 728450 مترمربع بوده و از اين تعداد پروانه‌هاي ساختماني صادر شده براي احداث بناي مسكوني 2072 پروانه بوده است.

بازرگاني

بررسي سيماي بازرگاني استان سمنان نشان مي‌دهد در سال 1387، 1421 تن واردات انواع كالا از گمرك استان بوده كه ارزش ريالي آن 94763 ميليون ريال بوده است.

مقدار صادرات انواع كالا از گمرك استان سمنان نيز برابر 58927 تن بوده و ارزش ريالي اين مقدار كالاي صادر شده به جز نفت‌خام به مبلغ 302462 ميليون ريال است. كه در اين ميان، مواد نساجي با مقدار 1114 تن و ارزش 31500 ميليون ريال بيشترين واردات را در بين كالاها دارا بوده است پس از آن، مصنوعات ساخته شده از سنگ به مقدار 29669 تن و ارزش ريالي 72994ميليون ريال، بيشترين كالاي صادرات شده از گمرك استان را به خود اختصاص داده است.

ارتباطات

استان سمنان داراي 303687 مشترك تلفن منصوبه ثابت و 260026 مشترك تلفن همراه است و همچنين 379 روستا در اين استان داراي ارتباط تلفني هستند. از اين تعداد مشترك شهرستان شاهرود با داشتن 107545 مشترك داراي بيشترين تعداد مشترك در استان سمنان است.

آموزش

براساس آخرين سرشماري كه در سال 1385 انجام شد جمعيت باسوادان 6 ساله و بيشتر در استان سمنان 477081 نفر بوده كه اين تعداد معادل 61/88 درصد جمعيت 6 ساله و بيشتر استان را تشكيل مي‌دهد. از اين تعداد 252581 نفر مرد و 224500 نفر زن هستند سهم ساكنان نقاط شهري و باسواد استان، 369928 نفر بوده كه اين تعداد معادل 87/91 درصد است و تعداد 107153 نفر معادل 94/78 درصد از ساكنان نقاط روستايي داراي سواد هستند. بررسي وضعيت تحصيلات دانشگاهي استان نيز حاكي از آن است كه در آزمون سراسري سال تحصيلي 1388-1387، تعداد 48135 نفر دانشجو در دانشگاه‌ها و مراكز عالي استان پذيرفته شده‌اند. و همچنين 38592 نفر در دانشگاه‌هاي آزاد اسلامي اين استان مشغول به تحصيل شده‌اند.

بهداشت و درمان

طبق برآوردي كه در سال 1387 در استان سمنان انجام شد تعداد 11 مؤسسه درماني شامل، درمانگاه، كلينيك، پلي‌كلينيك و مركز بهداشت با 1126 تخت فعال در اين استان وجود دارند كه از اين تعداد، 9 مؤسسه با 935 تخت فعال وابسته به دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني است. همچنين شهرستان شاهرود با داشتن 532 تخت فعال در بين ديگر شهرستان‌هاي استان بيشترين تعداد تخت فعال را دارد.

تعداد مراكز بهداشتي و درماني نيز در سال يادشده 92مركز است كه 64 مركز در نقاط شهري واقع شده و 28 مركز نيز در نقاط روستايي مستقر هستند تعداد 468 پزشك در دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي – درماني استان شاغل هستند و از اين آمار 191 پزشك عمومي و 216 پزشك متخصص است كه در بخش‌هاي مختلف قلب، اعصاب و روان، چشم و... فعاليت مي‌كنند.

وضعيت اعتباري استان سمنان

بررسي وضعيت عملكرد اعتبارات استان سمنان حاكي از آن است كه در سال 1387 تملك دارايي‌هاي سرمايه‌اي استان، 1881677 ميليون ريال بوده كه در مقايسه با سال قبل رشد داشته است.

عملكرد اعتبارات هزينه‌اي استان سمنان نيز در سال يادشده برابر با 470667 ميليون ريال بوده است. براساس آمار، درآمدهاي استان سمنان در سال 1387، 774397 ميليون ريال و درآمدهاي ملي استان سمنان برابر 1577947 ميليون ريال بوده است. اين در حالي است كه مجموع درآمدهاي استاني در سال 1387، براي اين استان در قانون بودجه 648747 ميليون ريال مصوب شده است. درآمد استان سمنان از محل منابع ملي نيز 2025597 ميليون ريال تصويب شده بود.

بررسي عملكرد هزينه استان نشان مي‌دهد دستگاه‌هاي اجرايي تابع نظام بودجه استاني در سال موردنظر بالغ بر 1187137 ميليون ريال بوده كه سازمان جهادكشاورزي استان بيشترين درصد بودجه كه حدود 55/15 درصد است را به خود اختصاص داده و همچنين از 1113143 ميليون ريال عملكرد اعتبارات تملك دارايي‌هاي سرمايه‌اي استان در سال 1387، كه حدود 35/13 درصد است به فعاليت‌هاي عمراني شركت آب و فاضلاب استان اختصاص داده شده است.

طبق آمار در همين سال متوسط هزينه‌هاي غيرخوراكي سالانه يك خانوار شهري استان برابر 54539794 ريال و هزينه‌ها خوراكي دخاني برابر 16389423 ريال بوده و بعلاوه همين موارد در يك خانوار روستايي سالانه، به ترتيب برابر 27388929 و 17250340 ريال بوده است. همچنين متوسط درآمد خالص سالانه يك خانوار شهري 68268471 ريال و همين شاخص در يك خانوار روستايي برابر 37190697 ريال بوده است.

فرهنگ و ورزش

از نظر تعداد سالن سينما در استان يادشده 5 سالن سينما با گنجايش 2605 صندلي وجود دارد كه اين تعداد سالن مي‌تواند پذيرش 72019 نفر تماشاچي را داشته باشد. 5 سالن نمايش با گنجايش 1408 وابسته به ادراه كل فرهنگ و ارشاد اسلامي در استان سمنان وجود دارد.

در سال 1387، تعداد كتابخانه‌هاي عمومي در اين استان به 42 باب كتابخانه رسيد كه در اين كتابخانه‌ها 541880 جلد كتاب موجود است، بعلاوه 14 مركز كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان كه تعداد كتوب موجود در اين مراكز 131242 جلد است. از اين جهت نيز شهرستان شاهرود با داشتن 12973 نفر عضو، بيشترين تعداد اعضا را در بين شهرستان‌هاي اين استان دارد. تعداد سالن‌هاي ورزشي كه در سال يادشده برابر 64189 مترمربع بوده و همچنين 300302 زمين ورزشي در استان سمنان وجود دارد.

معدن

براساس آخرين آمارگيري از معادن كه در سال 1386 انجام شده، در مجموع 163 معدن در حال بهره‌برداري هستند كه از اين تعداد 158 معدن به‌طور خصوصي و 5 معدن به صورت دولتي مديريت مي‌شوند. مجموع شاغلان معادن در همان سال 2929 نفر بوده است.

معادن استخراج سنگ با 95 فقره بيشترين تعداد معادن در حال بهره‌برداري استان را به خود اختصاص داده است. پس از آن سنگ گچ با 40، سنگ لاشه با 34 و زغال‌سنگ با 19 فقره در رتبه‌هاي بعدي قرار مي‌گيرند.

بررسي وضعيت جغرافيايي معادن نشان مي‌دهد كه شهر سمنان با داشتن 62 معدن بيشترين تعداد معادن در حال بهره‌برداري استان را به خود اختصاص داده پس از آن شهرهاي گرمسار، دامغان و شاهرود به ترتيب با 43، 30 و 28 معدن در جايگاه بعدي قرار دارند.

همچنين آمار حاكي از آن است كه ارزش‌افزوده حاصل از بهره‌برداري معادن استان سمنان در سال 1386 معادل 274723 ميليون ريال بوده است كه استخراج سنگ با 78278 ميليون ريال و سنگ گچ با 47841 ميليون ريال و سنگ‌هاي فلزي غيرآهني با 33724 ميليون ريال بيشترين مقدار ارزش‌افزوده را ايجاد كرده‌اند.

 ارزش توليدات معادن استان در سال 1386 معادل 377119 ميليون ريال بوده است. بررسي ارزش‌افزوده فعاليت‌هاي اقتصادي استان برحسب بخش‌هاي عمده اقتصادي نشان مي‌دهد كه ارزش‌افزوده حاصل از معدن در استان 306 ميليارد ريال، صنعت 7001 ميليارد ريال و كشاورزي، شكار و جنگلداري 2839 ميليارد ريال بوده است.

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در دوشنبه هجدهم مهر 1390  |
 تعداد جمعیت شهرستان به تفکیک نقاط شهری و روستایی در سال 1345 تا 1375

 

مناطق

1345

1355

1365

1375

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعدد

درصد

تعداد

درصد

شهرستان

42002

100

47688

100

67808

100

78758

100

مناطق شهری

13197

4/31

17174

36

34057

2/50

49204

5/62

مناطق روستایی

28805

6/68

30514

64

33751

8/49

29554

5/37

 

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390  |
 ویژگی های اجتماعی ، فرهنگی واقتصادی شهرستان دامغان

 

در این قسمت ویژگی های اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی شهرستان به تفکیک مورد بررسی قرار می گیرد .

- ویژگی های اجتماعی

ویژگی های اجتماعی شهرستان در قالب تعداد  ، ترکیب ، ساخت ، سواد و وضعیت فعالیت ، جمعیت مورد بررسی قرار می گیرد  :

- تعداد جمعیت و خانوار

شهرستان  دامغان در سال 1375 دارای 78758 نفر جمعیت بوده است . از مجموع جمعیت شهرستان  تعداد 49204 نفر (5/62 درصد) ساکن در نقاط شهری (شهر دامغان) و تعداد 29554 نفر (5/37 درصد) ساکن در نقاط روستایی بوده اند .

تعداد خانوارهای شهرستان  در سال 1375 ، 18548 خانوار بوده است که از این تعداد 11290 (9/60 درصد) خانوار ساکن در نقاط شهری 7258 (1/39 درصد) خانوار ساکن در نقاط روستایی بوده اند .
|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390  |
 پوش گیاهی شهرستان دامغان

 

پوش گیاهی شهرستان دامغان عمدتاً مرتعی و در گستره ای بسیار قلیل در شمال ناحیه (محدوده دیباج) عرصه های جنگلی است . مراتع شهرستان با وسعتی بالغ بر 530 هزار هکتار نیمه شمالی را به ویژه در قلمرو شمالی در بر گرفته و قلمرو جنوبی شهرستان ، عمدتاً بایر و شوره زار است .

جامعه گیاهی مراتع شهرستان شامل درمنه زارها ، گونستان ها و سایر جوامع می باشد ، که بیشترین آن شامل درمنه زارها حدود 466 هزار هکتار می باشد . در ترکیب وضعیت مراتع شهرستان حدود 61 درصد از مراتع فقیر ، 33 درصد بسیار فقیر و حدود 5 درصد نیز غیر قابل استفاده می باشد .

این وضعیت به خوبی بیان گر نابسامانی در تعادل های زیست محیطی شهرستان است و شرایط نامطلوبی برای توسعه پایدار ناحیه پدید آورده است به همین جهت احیاء و اصلاح مراتع با مشارکت روستائیان و عشایر شهرستان یکی از ضروریات اساسی در فرایند توسعه آتی ناحیه است .

قلمرو وسیعی از شهرستان دامغان ، زیستگاه جانوری و عرصه های حیات وحش است . زیستگاه های ناحیه از نوع کوهستانی ، استپی و تا حدودی نیز دشتی و بیابانی است . زیستگاه های عمده ناحیه شمتمل بر شور تنگه ، دشتبو ، گیوتنگه ، آرسک و کلوی ، نصرت آباد و شیربند ، لارکوه و سربند ، لاکوره و طزره است که عمدتاً در قلمرو شملی ناحیه قرار دارند . در این زیستگاه ها جانورانی مانند سگ ، بز ، قوچ ، میش ، خرگوش ، شغال ، روباه ، گراز ، کیک و تیهو و غیره به سر می برند .

 

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390  |
 خاک شهرستان دامغان

 

هدف از خاکشناسی و طبقه بندی اراضی ، تعیین استعداد و قابلیت اراضی شهرستان جهت کشت و آبیاری با توجه به عوامل و محدودیت های خاک ، از قبیل جنس خاک ، شوری و قلیائیت ، پستی و بلندی ، فرسایش و زهکشی است.

این طبقه بندی بر اساس مشخصات و محدودیت های فعلی اراضی بدون در نظر گرفتن عملیات عمرانی انجام خواهد گرفت و بر اساس راهنمای طبقه بندی اراضی ایران انجام می شود . در این طبقه بندی اراضی به شش کلاس یه شرح زیر تقسیم می شود :

- کلاس (I) : مرغوب و قابل کشت و آبیاری و بدون محدودیت .

- (II) : قابل کشت و آبیاری با کمی محدودیت .

- (III) : نسبتاً قابل کشت و محدودیت نسبتاً زیاد 

- (IV) : اراضی با محدودیت زیاد که در شرایط ویژه قابل کشت و آبیاری است .

- کلاس (V) : اراضی با محدودیت خیلی زیاد که قابلیت کشت آن در حال حاضر مشخص نیست .

- (VI) : غیر قابل کشت و در حال حاضر غیر قابل آبیاری

در شهرستان دامغان ، فضا و گستره مناسب از نظر منابع اراضی وشرایط فیزیوگرافیک ، دشت دامغان است که پیرامون شهر دامغان قرار دارد و حد شمالی آن ارتفاعات چشمه علی و حد جنوبی آن کویر دامغان است .

ارتفاعات غربی ناحیه دشت را از دشت سمنان مجزا نموده و در زیر حوزه که حدود روستای مهماندوست است ، کرانه غربی دشت را مشخص ساخته و از دشت شاهرود متمایز می سازد .

تا کنون قریب 230 هزار هکتار از قلمرو دشت دامغان مطالعه شده که بر اساس جمع بندی نتایج این مطالعات حدود 49 هزار هکتار از اراضی دشت دامغان با کلاس های (III) , (II) , (I) اراضی قابل آبیاری و مناسب برای کشاورزی است .

در دشت دامغان عمده ترین محدودیت در وهله اول ، شوری و قلیائیت و سپس محدودیت های جنس خاک از قبیل وجود سنگریزه های سطحی و عمقی و لایه های گچی است .

 

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390  |
 منابع آب شهرستان دامغان

 

منابع آب شهرستان دامغان رادر دو بخش آب های سطحی و زیرزمینی مورد بررسی قرار می گیرد

 

- آب های سطحی

مهمترین جریان سطحی در شهرستان دامغان ، رودخانه چشمه علی است که از دو شاخه اصلی دامغان رود و آستانه (سلطان میدان) تشکیل شده که در محل آستانه به یکدیگر می پیوندند . جریان پایه این رودخانه ، عمدتاً از چشمه ای به همین نام سرچشمه می گیرد که در محل آستانه رودخانه را تغذیه می کند و به سمت دشت دامغان جریان می یابد .

شاخه دامغان رود از ارتفاعات باد له کوه ، سیاه خانی ، گله ئی ، نقاره خانه ، آبکشی ، نارگاه ، ورودی و تموزاغ سرچشمه می گیرد و جهت آن از شمال شرقی به جنوب غربی است .

رودخانه چشمه علی در محل لبرود ، ابتدای ورود به دشت دامغان دارای حوزه آبریز به وسعت 1300 کیلومتر است که متشکیل از زیر حوزه های دامغان رود و چشمع علی – آستانه است .

از خصوصیات فزیوگرافیک حوزه آبریز رودخانه چشمه علی ، بالنسیه ، کم شیب و پر شرب و دارای رژیم سیلابی است .

آبدهی رودخانه چشمه علی در فصول مختلف سال کمابیش یکسان و از نسبت بالنسیه مشابه ای برخوردار است . این وضعیت ناشی از رژیم چشمه ای این رو رودخانه است که عمدتاً از چشمه کارستیک چشمه علی منشأ می گیرد .

آبدهی ماهانه رودخانه نیز تا حدودی یکنواخت بوده و حداکثر جریان ماهانه در فروردین ماه است . متوسط جریان سالانه این رودخانه در یک دوره 20 ساله حدود 33 میلیون متر مکعب بوده است .

 

- آب های زیرزمینی

مهمترین سفره آب زیرزمینی در شهرستان دامغان پهنه آبرفتی دشت دامان است که با وسعتی قریب 3210 کیلومتر مربع در حاشیه جنوبی البرز مرکزی و شمال کویر دامغان قرار دارد . وسعت آبخوان دشت حدود 1000 کیلومتر مربع و وسعت حوره آبریز آن بالغ بر 6100 کیلومتر مربع است که حدود 2900 کیلومتر مربع آن مرتفعات کوهستانی است .

متوسط ارتفاع دشت حدود 1250 متر از سطح دریا است و بلندترین محل دشت 1500 متر و پست ترین محل آن 1050 متر از سطح دریا ارتفاع دارد . دشت دامغان به استثنای رودخانه چشمه علی ، فاقد رودخانه دائمی است و کلیه نزولات جوی با رواناب های پراکنده پهنه آبرفتی دشت دامغان تقریباً شکل یک مخروط افکنه است که در نتیجه فرسایش ارتفاعات شمالی تشکیل شده است . از نظر دانه بندی ، قطر عناصر تشکیل دهنده آبرفت به تدریج از دامنه ارتفاعات به سمت جنوب دشت کاهش می یابد و در نهایت در کویر به ذرات ریزدانه منتهی می شود .

وجود درزها و شکاف های متعدد و گسل های فراوان و خصوصاً ساختار آهکی باقی مانده از دوران دوم از نظر تغذیه آب زیرزمینی حائر اهمیت است . بیشترین ذخیره آبی در دست دامغان در سفره اصلی و آزاد آب در مرکز دشت قرار دارد . تمامی چاه های عمیق حفر شده در مرکز دشت از این سفره تغذیه می کنند ، سفره های آب زیرزمینی تحت فشار در قسمت هایی از مرکز دشت و عمدتاً در حاشیه جنوبی دشت وجود دارد که این سفره ها به دلیل تاثیر از حاشیه ارتفاعات و نواحی جنوبی دشت دارای کیفیت مناسب هستند . دشت دامغان از رسوبات آبرفتی حاصل از فرسایش ارتفاعات آهکی ، شیستی ، ماسه سنگ و مارنی پوشیده شده است .

نتایج حاصله از تقاطع ژئوالکتریک تهیه شده از دشت دامغان ، در خصوص ویژگی های دشت و جنس مصالح آبرفتی و ضخامت آبرفت نشان می دهد که در غرب دامان رسوبات دانه درشت و خشک فوقانی به رسوبات دانه ریز با املاح شور تبدیل می شوند . در شرق دامغان لایه آبرفتی فوقانی از رسوبات دانه درشت و به سمت جنوب دانه ریز همراه با املاح شور و دارای آب زیر زمینی کم عمق است .

تغذیه دشت از ارتفاعات غرب و شمال غرب ، به ویژه مخروط افکنه رودخانه چشمه علی است . جهت کل جریان آب زیرزمینی از شمال غرب به سمت جنوب شرق می باشد .

اطلاعات حاصله از اداره کل آب استان سمنان در سال 1372 بیان گر آن است که میزان تخلیه از منابع مختلف بهره برداری از آب های زیرزمینی دشت دامغان قریب 154 میلیون متر معکب بوده که عمده تخلیه از سفره آب های زیرزمینی توسط 404 حلقه چاه عمیق و حدود 8/132 میلیون متر مکعب بوده است .

روند بهره برداری از آب های زیرزمینی دشت دامغان بیانگر افزایش سریع تعداد و تخلیه از چاه ها و کاهش تعداد و تخلیه از قنوات است . تعداد چاه های عمیق و نیمه عمیق دشت در سال 1346 بالغ بر 20 حلقه ، در سال 1360 حدود 309 حلقه ، در سال 1362 حدود 523 حلقه ، در سال 1369 حدود 830 حلقه و در سال 1372 به 865 حلقه رسیده است .

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390  |
 هواشناسی و اقلیم دامغان

 

شهرستان دامغان در حد فاصل مرتفعات میانی البرز و دشت کویر ، دارای شرایط اقلیمی متنوعی از اقلیم مرطوب تا اقلیم های خشک و فرا خشک است . بارندگی قلیل ، اختلالات درجه حرارت شب و روز و فصل خشک طولانی (بین 7 تا 9 ماه)از ویژگی های بارز این شهرستان است .

 

 

 

- بارندگی

شهرستان دامغان به دلیل موقعیت طبیعی و عرض جغرافیایی آن ، به طور موثر تحت تاثیر سیستم های باران زای غربی است . تغییر در سیستم فشاری این ناحیه و بروز بارندگی ، غالباً از اوایل مهرماه آغاز می شود و تا اواسط بهار ادامه می یابد . طرف شمالی این ناحیه تحت تاثیر مضاعف بارندگی های کوهستانی نشأت گرفته از استان مازندران است . میزان بارندگی در این شهرستان از شمال به جنوب کاسته شده و بر میزان آن از شرق به طرف غرب افزوده می شود . میزان بارندگی های سالانه شهرستان دامغان همواره کمتر از 400 میلیمتر بوده است . بیشترین بارندگی های فصلی نیز در فصل زمستان با 2/51 میلیمتر و کمترین آن در فصل تابستان با 8/5 میلیمتر است . اسفند ماه و مرداد ماه به ترتیب به 24 و 5/1 میلیمتر بارندگی پر باران ترین و کم باران ترین ماه های سال در این شهرستان است . حداکثر بارندگی های 24 ساعته در ایستگاه دامغان به طور میانگین 6/20 میلیمتر و حداکثر 50 میلیمتر بوده است .

 

- دما

در شهرستان دامغان میانگین سالانه دما حدود 1/15 درجه سانتی گراد و حداکثر و حداقل متوسط سالانه دما سه ترتیب 7/8 و 8/21 درجه سانتی گراد بوده است . حداکثر مطلق سالانه شهرستان 42 درجه سانتی گراد است . حداقل دمای مطلق سالانه نیز 5/16- درجه سانتی گراد است .

دامنه تغییرات شبانه روزی دما که از تفاصل میانگین حداقل های سالانه و میانگین حداکصثرهای سالانه به دست می آید در حد 1/13 درجه سانتی گراد است .

میانگین دمای هوا در فصول مختلف سال در این ناحیه به ترتیبی است که حداکثر آن با 7/25 درجه سانتی گراد در فصل تابستان و حداقل آن با 8/4 درجه سانتی گراد در فصل زمستان دیده می شود . میانگین دمای فصل پاییز و بهار در این شهرستان 8/9 و 6/20 درجه سانتی گراد است . 

 

- رطوبت نسبی

در شهرستان دامغان متوسط روانه نم نسبی در مهرماه 44 درصد و در آبان ماه 55 درصد در آذر 66 درصد و در دی ماه 68 درصد بوده است که به تدریج حالت افزایشی یافته و از بهمن ماه تا اواخر فصل گرم سیر کاهشی می یابد . متوسط نم نسبی در بهمن ماه 64 درصد و در اسفند ماه 52 درصد است . ماه های اردیبهشت ، خرداد ، تیر ، مرداد و شهریور یا دارا بودن کمترین مقادیر مربوط به پارامتر میانگین حداقل نم نسبی معادل 33 درصد و 32 درصد نمایانگر خشک ترین ماه های سال در شهرستان دامغان است .

 

 

 

- یخبندان

بیشترین تعداد روزهای یخبندان در شهرستان دامان در دی ماه با 28 روز و کمترین آن با یک روز در مهر و فروردین ماه بوده است . فاصله بین اولین یخبندان پاییزی و آخرین یخبندان بهرای که نشانگر طول دوره رشد گیاه در ناحیه است حدود 5 ماه می باشد .

 

- تبخیر

این پارامتر برای محاسبه آب مورد نیاز گیاهان دارای اهمیت است فضاهای کویری قلمرو جنوبی شهرستان از نظر پارامتر تخبیر سالانه در استان سمنان و کشور کم نظیر است و تبخیر بیش از 4500 میلیمتر ، نمایانگر شرایط سخت زندگی در این محدوده از شهرستان است . این شاخص در ارتفاعات کاهش یافته و در ایستگاه چهارده به 5/1707 میلیمتر رسیده است .

طبق تقسمی بندی الگوی اقلیمی سیلیافت ، شهرستان دامغان دارای اقلیم خشک است . ویژگی های این اقلیم عبارتند از بارندگی سالانه کم و در حد 127 میلیمتر ، میانگین سالانه دما در حد 1/15 درجه سانتی گراد ، وجود نوسان دمای شبانه روز ، متوسط سالانه در حد 13 درجه سانتی گراد ، وجود بارندگی های نامنظم که بیشتر در فصل زمستان و کمترین آن در فصل تابستان ، بالا بودن میزان تبخیر در حدود 2 هزار میلیمتر و وقوع روزهای یخبندان از اواخر مهر تا اواخر اسفند است .

شهرستان دامغان از شمال به سمت جنوب دارای زیر بخش های اقلیمی متفاوت است در شمالی ترین قلمرو ناحیه دارای اقلیم مرطوب در گستره ای بسیار محدود است . بلافاصله در جنوب این گستره دارای اقلیم نیمه مرطوب است که قلمرو میانی شهرستان نیز ، گستره هایی دارای چنین وضعیت است .

اقلیم نیمه خشک خفیف و میانه از شمال ناحیه تا قسمت غربی آن گسترش یافته است . حد فاصل بین اقلیم نیمه خشک میانه و اقلیم خشک مرکزی در شهرستان دامغان را ، اقلیم نیمه خشک شدید به صورتی مرزی از هم جدا کرده است . اقلیم خشک قلمرو میانی شهرستان دامغان ، محل تجمع اصلی روستاهای مرکزی ناحیه است . در عرض های جغرافیایی جنوبی تر و مرر هر بخش میانی شهرستان ، یک واحد اقلیمی تشکیل شده از اقلیم نیمه مرطوب ونیمه خشک شدید نیز وجود دارد .

تمامی قلمرو جنوبی شهرستان دامغان را اقلیم فرا خشک فرا گرفته که فضایی نامناسب برای زیست و فعالیت است .

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390  |
 توپوگرافی شهرستان دامغان

 

حدود نیمی از قلمرو شهرستان کوهستانی است که عمدتاً در قلمرو شمالی و شمال غربی شهرستان گسترده است و مشتمل بر چین خوردگی هایی از رشته کوه های البرز است که به تبعیت از روند سلسله جبال البرز مرکزی با جهت شرقی – غربی در شمال و به طور پراکدنه نیز در قلمرو غربی ناحیه امتداد یافته است .

مهمترین ارتفاعات شمال ناحیه ، کوه های سر تنگه ، نمازگاه و لب نسار است . سفید کوه و اسکندر مهمترین ارتفاعات غربی ناحیه است که خط الرأس این ارفاعات شهرستان دامغان را از شهرستان سمنان  متمایز می سازد . از شمال و شمال غربی به جنوب شهرستان از ارتفاعات کاسته شده و نهایتاً به گستره های کویری منتهی می شود . بر این اساس چشم انداز مرفولوژیک ناحیه دامغان ، از شمال مرتفعات البرز و از جنوب گستره های کویری است . فضاهای شهرستان دامغان از نظر ناهمواری و عوارض توپوگرافیک و بر مبنای ارتفاع سه تیپ متمایز در بر می گیرد که مشتمل بر فضاهای مرتفع (بین 2000 تا 3500 متر ارتفاع) فضاهای نیمه مرتفع (با ارتفاع 1000 تا 2000 متر) و فضاهای کویری و کم ارتفاع است .

اکثر روستاهای شهرستان در فضاهای نیمه مرتفع استقرار یافته اند که کمابیش منطبق با گستره دشت دامغان است .

شیب شهرستان دامغان از شمال به سمت جنوب رو به کاهش است . به طوری که بخش هایی از شمال شرقی شهرستان دارای شیب بیش از 50 درصد است با پیشروی به سمت غرب و جنوب از شیب آن کاسته می شود . بخش شمال غربی ناحیه دارای شیب های زیاد و گوناگون است به طوری که در آن از شیب بیش از 50 درصد تا اراضی دارای شیب 1 تا 3 درصد نیز دیده می شود . روستاهای شمالی شهرستان دامغان ، بیشتر در میان شیب های کم و تا کمتر از 10 درصد استقرار یافته اند .

روستاهای قلمروی میانی شهرستان اغلب در اراضی با شسب بسیار کم و تا کمتر از 1 درصد واقع شده اند . این قلمرو ار بهترین شرایط برای فعالیت کشاروزی برخوردار است .

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390  |
 زمین شناسی شهرستان دامغان

 

شهرستان دامغان از دیدگاه زمین ریخت شناسی از دو قلمرو متمایز مشتمل بر قلمرو کوهستانی در شمال و قلمرو هموار و گستره کویر مرکزی در جنوب تشکیل شده است . صور ناشی از تاثیر رویدادهای تکنوتیکی شامل چین ها ، گسل ها ، شکاف ها و درزها در شمال و گنبدهای نمکی حاصل از فرآیند دیاپیریسم (Diaprism) در جنوب از جمله ویژگی های خاص این ناحیه است . پلایای دامغان در زمره پدیده های جالب ژئومرفوبوژیک ناحیه و استان محسوب می شود که در شرق این پلایا ، کوه – جزیره نیز مشاهده می شود از نظر زمین شناسی ، قدیمی ترین تشکیلات شهرستان دامغان متعلق به دوران پالئوزوئیک است . نهشته های این دوران در دو زون البرز و ایران مرکزی به صورت سنگ واحدهای تشکیل دهنده سازندهای بایندر ، سلطلنیه ، بارون ، زاگون ، لالون ، میلا ، در زون البرز و سازندهای پادها ، سیزار ، بهرام ، نیور و جیرود در زون ایران مرکزی است . در زون البرز ، سن سازندهای بایندر و سلطانیه اینفراکامبرین و سازندهای باروت ، زاگون ، لالون و میلا ، کامبرین تخمین زده شده است . همچنین در زون ایران مرکزی سن سازند نیور ، سیلورین ، سازند جیرود دونین میانی تا کربونیفر و سازند بهرام ایفلین تا فامنین تعیین شده است .

سنگ واحدها و سازندهای تشکیل شده در دوره میانه زیستی (Mezozoic) در دو زون البرز وایران مرکزی گسترش دارد . سازندهای این دوران در زون البرز شامل سازند الیکا (تریاس) ، شمشک (رآتو- لیاس) ، دلیچای ولار (ژوراسیک) و نهشته های کربناته کرتاسه و سازندهای زون ایران مرکزی ، شاما سازندهای سرخ شیل ، شتری ، تایبند ، دگرگونی های تریاس ، سازندهای شمشک ، دلیجانی ، بغمشاه و نهشته های کربناته ژوراسیک و کرتاسه است .

در شهرستان دامغان ، نشهته های سازنه شمشک مشتمل بر شیل های ذغال دار ، ماسه سنگ ، رس سنگ (Claystome) با بقای گیاهان است که در برخی نقاط ، گدازه های بازالتی همراه با عدسی های لاترینی در پایه آن مشهود است ، ستبرای سازند در محدوده معدن زغال طزره بیش از 2700 متر است .

رخنمون های سازند لار در قلمرو شمالی ناحیه دامغان در سفید کوه با ستبرانی 900 متر مشاهده می شود . نهشته های سئوزونیک از بیشترین گسترش برخوردار است و قلمرو ناحیه عمدتاً توسط نهشته های این دوران و برونزدهای آنها پوشیده شده است . سازندهای سئوزونیک موجود در گستره ناحیه شمالی سازندهای قاجان ، زیارت ، کرج ، نهشته های ائوسن و الیگوسن ، سازند قرمز پائینی ، سازند قم ، سازند قرمز بالایی و نهشته های تبخیری نئوژن (به شکل گنبدهای نمکی) است .

سازند کرج در جنوب گل دامغان ، با لایه های ژیپس در شمال شیربند تا میان کوه دارای برونزاد است . نهشته های سازند مذکور درشمال شرقی کویر چاه جم از حدود 8 کیلومتری جنوب شرقی روستای مهماندوست تا کوه های چوبریون ، چاه قندی ، شوشنج و پیرامون آن گسترس دارد .

نهشته های کواترنز موجود در شهرستان ، شامل نهشته های پیلو – پلیئستوسن ، نهشته های موجود در کوهپایه ها ، بستر رودخانه ها ، تراس ها ، نهشته های موجود در کویر شامل کویر دامغان و پلایاهای موجود در آنها و تلملسه ها هستند .

نهشته های پیلو – پلیئستوسن شامل تناوبی از کنگلومرا با رس و مارن های گچی است که رنگشان به تناسب سازند زیر آنها تغییر می کند و عناصر تشکیل دهنده کنگلومراها از تمام واحدهای سنگی دوران های مختلف سرچشمه می گیرد . این نهشته ها ، جدیدترین سازندهایی هستند که تحت تاثیر حرکات کوه زایی قرار گرفته و چین خورده اند .

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390  |
 تقسیمات سیاسی شهرستان دامغان

 

شهرستان دامغان در سال 1375 دارای 3 شهر به نام های دامغان ، امیرآباد و دیباج ، دو بخش و 6 دهستان بوده است که مجموعاً دارای 169 آبادی و سکنه و 460 آبادی خالی از سکنه می باشد .

از مجموع 629 آبادی شهرستان دامغان در سال 1375 تنها 169 (29 درصد) آبادی دارای سکنه و 460 (81 درصد) آبادی خالی از سکنه بوده است . نسبت آبادی های خالی از سکنه در بخش مرکزی بیش از بخش امیرآباد است . نسبت آبادی دارای سکنه در دهستان ها متفاوت است . کمترین نسبت به دهستان تویه دروار با 9/10 درصد و بیشترین آن در دهستان حومه با 2/35 درصد است .

 

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390  |
 موقعیت جغرافیایی شهرستان

- موقع ریاضی

شهرستان دامغان در مرکز استان سمنان در مختصات 42َ 530 تا 49َ 540 طول شرقی و 340 درجه تا 34َ 360 عرض شمالی قرار گرفته است . مرتفع ترین منطقه شهرستان قله کوه سر تنگه به ارتفاع 3813 متر و پست ترین نقطه در محلی به نام چاه جم به ارتفاع 1063 متر می باشد .

- موقع نسبی

شهرستان دامغان از شمال به شهرستان گرگان از جنوب به دشت کویر ، از غرب به شهرستان های سمنان و ساری و از شرق به شهرستان شاهرود محدود می شود، این شهرستان دارای 15096 کیلومتر مربع وسعت می باشد.

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390  |
 جغرافيا اقتصادي با تاكيد بر كشاورزي و زمينه هاي توسعه آن در شهرستان دامغان

جغرافيا اقتصادي با تاكيد بر كشاورزي و زمينه هاي توسعه آن در شهرستان دامغان

نويسنده: علي اصغر خراساني نژاد

دهم تیر ماه 1389

در حال حاضر كشاورزي به جهات گوناگون اعم از تقاضاي روز افزون براي مواد غذايي،اهميت مواد خام كشاورزي به عنوان زمينه رشد صنعت و نقش فراورده هاي كشاورزي و گياهي در صادرات كشور حائز اهميت است كه باعث مي شود كه توجه  مسئولين در سطح كلان بر اين مقوله بيشتر باشد كه شهرستان دامغان به  جهات گوناگون داراي امكانات و تاسيسات و شرايط بالقوه و بالفعل مي باشد كه به اختصار به آنها مي پردازيم :

1-شرايط طبيعي:

آب

آب يكي از اساسي ترين اركان در كشاورزي مي باشد كه اين شهرستان با توجه به قرارگيري رودخانه چشمه علي در در شمال شهرستان و سد مخزني شهيد شاهچراغي بر روي آن تا قسمت اعظمي از مشكل آب كشاورزان را در مناطق پائين دست فراهم نمودن و نوسانات آب ناشي از خشكسالي و كم آبي را به حداقل رسانده و جلوگيري مي نمايد ار هرز رفتن آبهاي سطحي كه به صورت سيل به نمكزارهاي جنوب شهرستان (كوير) هدايت مي شد جلوگيري مي كند و خرابي ها و خسارات ناشي از سيل را به حداقل رساند و چشمه هاي آبي اعم از سرچشمه ،آب رندان،آب سيج در شهر ديباج چشمه قلقل در تويه دروار،قليچه در كلاته رودبار،چشمه هاي حوالي طزه و مهماندويه  و بسياري از چشمه هاي كوچك ديگر در مناطق مختلف شهرستان كه عمدتاً در نواحي شمالي قرار گرفته اند و تامين آب حاصل از چاههاي عميق و نيمه عميق در اين شهرستان كه قرارگيري توپوگرافيكي اين شهرستان كه در چاله دامغان واقع شده است و سرازير شدن آبهاي زير سطحي به اين منطقه باعث بالا بودن سطح آبهاي زير زميني بوده و عمدتاً چاهها با دبي بالا آبدهي مي كنند و در چشم انداز آتي انتفال آبهاي بالا دست نظير سياه خاني توسط  حفر تونل هاي انتقال آب در اين باره با مشكل خاصي روبرو نخواهد بود .

خاك

خاك اين منطقه با توجه به داشتن نواحي كوهستاني،پايكوهي ، دشتي و كويري داراي تنوع مي باشد كه در هريك از مناطق مكان كشت محصولات گوناگون و سازگار را فرهم نموده است

اقليم

شهرستان دامغان با توجه به قرار گيري در منطقه گرم و خشك كشور كمي ريزش نزولات جوي  امكان كشت محصولاتي كه مقاومت در برابر گرما و كم آبي را دارا مي باشند بيشتر است كه اين محصولات نظير پسته ، بادام و...

2-شرايط انساني

نيروي انساني

اين شهرستان با توجه به اينكه داراي جمعيتي بالغ بر 50 هزار نفر كه عمدتاً تركيب آنها در فاصله سني 15تا35 سال مي باشند و جزء جمعيت فعال اقتصادي كشور محسوب مي شود و با توجه به مهاجرت قسمت اعظمي از اين جونان با توجه به مهيا نبودن امكانات اشتغال در شهرستان به شهرهائي نظير سمنان،تهران و... مهاجرت نمودند كه در صورت فراهم نمودن اشتغال شرايط مراجعت انها فراهم مي گردد و حتي باعث جاذب جمعيت از شهرستانهاي اطراف را به اين شهرستان فراهم مي نمايد

در عصر حاضر با توجه به پيشرفت علم و تكنولوژي و سوق دادن كشاورزي سنتي به سوي كشاورزي مكانيزه با كمترين نيروي انساني بيشترين بهره برداري و ارزش افزوده روبر است كه لازمه آن فرهنگ  سازي در بين كشاورزان و ايجاد شركت هاي كشت و صنعت يكي از راهكارهاي اين امر است

سطح علم

در اين شهرستان با توجه به بالا بودن سطح سواد و استقرار مراكز آموزشي  زياد و استقرار رشته هاي كشاورزي و دامپروري در دانشگاههاي اميريه،علمي كابردي و آزاد  كه با اتصال دانشگاه با كشاورزي و استفاده از روش ها و متدوهاي روز دنيا جهت گسترش اين بخش مي شود.

زير شاخه هاي بخش كشاورزي

كشاورزي،دامداري،پروش طيور،شيلات و پرورش زنبور عسل

1-كشاورزي

اين زير شاخه به دو بخش عمده زراعت و باغداري تقسيم مي شود

الف- زراعت

اين بخش در شهرستان دامغان بيشتر به كشت محصولاتي نظير گندم ، جو ، يونجه ،گوجه و بادمجان كه تقريباً در تمام شهرستان كشت مي شود و محصولاتي نظير سيب زميني،كلزا در بخشهاي شمالي و هندوانه ،خربزه ،طالبي ، پياز، آفتابگردان، كرچك،ذرت علوفه اي، در بخشهاي مركزي و جنوبي شهرستان كشت مي شود كه علاوه بر تامين  نيازهاي خود نيازهاي محدوده حوزه نفوذ خود را در استان و يا خارج از استان تامين مي نمايد 

ب- باغداري

در بحث باغداري عمده ترين و مشهور ترين محصول اين شهرستان كه شهرت كشوري و جهاني دارد و اين شهر را با نام اين محصول مي شناسند پسته است كه يك محصول صادراتي مي باشد كه از مرغوبيت و كيفيت بالائي نسبت به پسته هاي ديگر شهرهاي كشور و يا ديگر كشور ها دارد كه مزه و چربي اين محصول آن را متمايز كرده است كه در بخشهاي مياني و جنوبي اين شهر كشت مي شود كه از مزاياي اين محصول مقاومت بسيار بالا در مقابل كم آبي كه در شرايط بحراني با دو يا سه آب در سال مي تواند به حيات خود ادامه دهد و ديگر مزيت آن عمر بسيار طولاني آن مي باشد كه به بيش از 100 سال مي رسد و مزيت ديگر آن امكان تاسيس صنايع وابسته مانند بسته بندي،روغن كشي ، فرآوري و صادرات بالاي آن است از ديگر محصولات باغي اين شهرستان گردو،زيتون،سيب،گيلاس ،زرد آلو در مناطق بالادستي و شمالي نظير ديباج،كلاته رودبار،آهوانو،آستانه و... و محصولاتي نظير بادام،انگور،انجير و... كه بيشتر در نواحي مركزي و جنوبي وجود دارد

2-دامداري

زير شاخه دامداري به دو قسمت دامهاي سبك و دامهاي سنگين تقسيم مي شود:

الف- دامهاي سبك

اين دامها نظير بز ،گوسفند كه در تمامي بخشهاي شهر دامغان وجود دارد اما در بخشهاي شمالي به صورت استفاده از مراتع و در بخشهاي جنوبي و مركزي به صورت پروار بندي صورت مي گيرد

ب – دامهاي بزرگ

اين نوع دامها شامل گاو،گوساله و شتر است كه گاو در دو نوع شيري و گوشتي است و بيشتر گاوداري ها نگهداري و پرورش پيدا مي كند و شتر  كه بيشتر در مناطق كويري پرورش پيدا مي كند و مزيت اين حيوان تحمل در مقابل بي آبي و كم غذايي است و بيشتر در نواحي جنوبي شهرستان به صورت گله هاي بزرگ ديده مي شوند و اهميت گوشت آن به دليل عدم استفاده از مواد غذايي به وجودآمده از مواد شيميايي مي باشد.

3-پرورش طيور

در اين بخش كه مستلزم احداث اماكني جهت پرورش مرغ گوشتي و تخمي ،خروس،شتر مرغ،قرقاول،اردك و... كه استعداد هاي فراواني  در اين شهرستان اعم از كارخانه توليد خوراك طيور،كارخانه توليد جوجه در دامغان جوجه كه جوجه توليدي آن به استانهاي شمالي مانند شهر شيرگاه صادر مي شود و كشتارگاه بالچين كه در صورت استقرار مرغداري هاي وسيع باعث توسعه اقتصادي،اشتغال و استقرار صنايع جانبي مي گردد به طور مثال سرد خانه هاي ذخيره گوشت، كشتارگاههاي صنعتي ، صنايع وابسته به شتر مرغ كه شامل استفاده از پوست،روغن ، تخم و گوشت آن و در ديگر موارد كه امكان گسترش اين بخش مهيا مي باشد كه مستلزم سرمايه گذاري سرمايه گذران خصوصي و حمايت و تامين اعتبار دولت مي باشد.

4-شيلات

با توجه به اينكه اين شهرستان به آبهاي آزاد و درياچه هاي متصل نمي باشد و امكان پرورش حيوانات آبزي نيست  مي توان با پروش انواع حيوانات آبزي در استخرهاي پرورش ماهي و يا استخرهاي ذخيره آب اراضي كشاورزي كه به صورت چند منظوره احداث مي گردد و يا رها نمودن بچه ماهي در سد شهيد شاهچراغي كه با كمترين هزينه توسط مبادي زيربط باعث توسعه منطقه از لحاظ توريستي و بالا بردن سبد غذايي خانواده ها از نظر پروتئين موجود در انواع آبزيان كه تجربه نشان داده با توجه به وجود آب سرد در نواحي شمالي امكان پروش ماهيان سد آبي مانند قزل آلا موجود است و تاكنون مراكزي در شهر ديباج كه در دو منطقه و تويه دروار مهيا شده است و به توليد اين آبزيان اقدام نموده اند و در صورت توسعه اين محصول صنايعي اعم از بسته بندي ، كنسرو سازي، كارگاه توليد خوراك آبزيان كه تا كنون از شهر كرج وارد شهرستان مي شود را مهيا نمود. 

5-پروش زنبور عسل

با وجود مراتع كوهستاني امكان وجود اين بخش كه توليد عسل بهاره و پائيزه در اين شهرستان را فراهم نمود و با توجه به وجود دو منطقه كوهستاني و كويري زمينه توليد دو نوع عسل كوهستان كه از گياهان كوهستاني توليد مي شود و بيشتر در فصل تابستان و بهار توليد مي شود و در فصل پائيز عسل كويري كه از گلهاي گيهاني مانند گز،طاق،تلو و انواع خارهاي ديگر و يا قرار گيري در كنار مزارع كشاورزي زمينه توليد عسل را مهيا نمود كه علاوه بر اينكه باعث توليد عسل مي گردد باعث گرد افشاني توسط زنبورهاي عسل و بالا بردن محصولات كشاورزي  و يا اينكه به عنوان يك آفت كش طبيعي مورد استفاده قرار مي گيرد . در حال حاضر تعداد كندوهاي بسيار زيادي در مناطق طزره،مهماندويه،ديباج،آهوانو ،چشمه علي ،آستانه و يا در مناطق جنوبي اعم از باغات پسته و مزارع كشاورزي جنوب شهرستان  مهيا نموده است.

راهكارهاي  توسعه كشاورزي در شهرستان دامغان

1-استفاده از روشهاي نوين و مكانيزه در كشاورزي

روشهاي نوين اعم از آبياري تحت فشار به صورت قطره اي و يا باراني كه داراي مزيتهاي اعم از صرفه جويي در مصرف آب ، زير كشت بردن اراضي بيشتري، جلوگيري از رويش علفهاي هرز، فرسايش كم خاك، راندمان و عملكرد بهتر در توليد محصول را باعث مي شود

استفاده از ابزار و ماشين آلات جديد مانند تراكتور ، كمباين ، سمپاش‌ و... كه باعث بالارفتن سرعت در داشت،كاشت و برداشت محصول و بالا بردن راندمان و عملكرد اراضي زير كشت  مي شود

جايگزين نمودن اصل صيد و صيادي به جاي استفاده از آفت كشها كه با استفاده از اين روش مانند رها سازي زنبور ها جهت مقابله با سوسك ها و يا استفاده از صفحات زرد رنگ آغشته به روغن چسبناك كه رنگ آن باعث جذب حشرات مزاحم مي گردد.

با توجه به اقليم شهرستان استفاده ازروش كشت گلخانه اي كه راندمان اراضي بالا مي رود و ارزش افزوده آن در مقابل ساير كشت ها بالاتر است.

2-قرار گيري ميدان عرضه ميوه و تربار قسمت مركزي،شرقي و شمال شرقهي و شمالي كشور در اين شهرستان

اين شهرستان به جهت  قراگير در مركز نواحي ذكر شده و به جهت مهيا بودن راههاي ارتباطي 1-دامغان بهشهر 2-دامغان ساري 3-دامغان اصفهان 4-دامغان يزد 5-دامغان بيرجند   6-دامغان تهران 7-دامغان مشهد و در آينده نزديك با راه اندازي آزاد راه تهران مشهد و با توجه به استقرار خطوط آهن دو باند تهران مشهد امكان مستقر نمودن يك چنين ميدان عرضه ميوه و تره بار را فراهم نموده است كه با توجه به اينكه محصولات كشاورزي بايد در كوتاه ترين زمان به دست مصرف كننده برسد و با توجه به بعد مسافت و پائين آوردن قيمت تمام شده  محصولات اين امر كارگشاه مي باشد.

3- استقرار صنايع وابسته به كشاورزي

استقرار صنايعي اعم از كود شيميايي، ماشين آلات و ابزارها،آفت كشها و علف هرزها ، آزمايشگاههاي مجهز ، استقرار انبارها ،سيلوها و سردخانه ها ذخيره محصولات،توسعه صنايع تبديلي صنايع غذايي مانند كمپوت سازي،كنسرو سازي،آب ميوه گيري،رب گوجه فرنگي، صنايع بسته بندي و فراوري محصولاتي نظير پسته و.... كه استقرار چنين صنايعي در اين منطقه موجب استفاده ديگر مناطق حوزه نفوذ اين شهرستان و و كم نمودن هزينه توليد ،توزيع و با كمترين هزينه به مصرف كننده برسد.

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در پنجشنبه دهم تیر 1389  |
 جغرافيا رفتاري مردم شهرستان دامغان

جغرافيا رفتاري مردم شهرستان دامغان                     

 علی اصغر خراسانی نژاد

مردم شهرستان دامغان با توجه به اينكه يك شهرستاني است كه از نظر موقعيت جغرافيايي عملاً كوير، كوهپايه ، كوهستان و جنگل را در خود جاي داده است ، در شمال شهرستان جنگلهاي سياخاني،نينوا و.. كه فاصله تقريباً 50 كيلومتري را تا دريا خزر داردو در پائين تر مناطق كوهستاني كه ادامه سلسسه جبال البرز است كه كوههاي مانند عمامكوه، سفيد كوه، سياه كوه، منصور كوه و.. و نواحي پايكوهي كه در دامنه هاي جنوبي البرز قرار گرفته است كه سلسله جبال البرز  باعث عدم نفوذ رطوبت نواحي شمالي  كشور به نواحي مركزي مي شود كه باعث خشكي هوا و وجود يكي از بزرگترين كويرهاي ايران به نام كوير حاج عليقلي در جنوب اين شهرستان قرار گرفته است.

مع الوصف با توجه به اينكه محيط تاثير به سزاي در رفتار افراد مردم هر منطقه دارد و يكي از اركان شكل گيري رفتارهاي هر جامعه محيط است  شهرستان دامغان داراي چهار ناحيه جغرافيايي با اقليم هاي گوناگون است خود دليل بر وجود رفتار گوناگون و متفاوت در اين شهرستان مي باشد  كه پرداختن به اين موضوع مستلزم تحقيق و بررسي بيشتر مي باشد اما در اين نوشته ما به رفتار مردم خود شهر دامغان مي پردازيم كه در ناحيه گرم و خشك آب و هوائي و در منطقه اي به نام چاله دامغان مي پردازيم كه در ذيل چند ويژگي رفتاري آنها را بر مي شماريم:

تلاشگري و سخت كوشي:

 مردم اين منطقه با توجه به قرار گيري در منطقه خشن و سخت ازنظر آب و هوايي و تلاشگراني كه براي بدست آوردن رزق و معاش زندگي زحمت فراواني را متحمل مي شوند براين اساس براي ثروت و اموال خود ارزش فراوني قائلند  و اهل اسراف و تبذير نيستند كه خود يكي از اصولي است كه باعث عدم افراط و تفريط در امور روز مره زندگي مي شود و بر كليه امورات احاطه پيدا كرده است .

مهمان نوازي:

موقعيت اين شهرستان با توجه به قرار گيري بر سر راه جاده ابريشم(راه ارتباطي چين به اروپا)و  قرار گيري در مسير تهران مشهد يا به عبارت ديگر مي توان گفت نقش اين شهر يك شهر بين راهي است و ميزان تردد مسافران ، تجار و بازگانان  در گذشته و حال بسيار مي باشد و سالانه پذيراي تعداد زيادي از مسافران مي باشد كه مردم اين ديار را در مهمان نوازي و حس مردم داري متمايز نموده است .

دقت و دور انديشي:

  و با توجه به خشن بودن محيط مردماني هستند كه با افراد تازه وارد شده به جمعشان  دير جوش هستند و مدتي زمان بايد طي شود تا با افراد جديد اُخت شوند و همين دليل باعث مي شود كه در آينده  ارتباطات مستحكمي را با هم دارند و دليل آن فقط اين است با تجزيه و تحليل دقيق و درست بر روي افراد با هم ارتباط برقرار مي كنند.

سطح فرهنگي:

مردم اين شهرستان با توجه به قرارگيري در يك شهرستان كه داراي مراكز آموزشي بسياري است كه خود تاثير به سزاي در سطح فرهنگ و بينش اين ديار ايفا مي نمايد اين شهرستان با داشتن مراكز آموزش عالي اعم از دانشگاه علوم پايه، دانشگاه آزاد اسلامي ، دانشگاه پيام نور، دانشگاه علمي كاربردي رسول اكرم(ص)  داراي بيش از 000/10 نفر دانشجو كه بيش از 12% از كل جمعيت شهرستان است و سطح سواد در اين شهرستان تقريباً 90% مي باشد كه حاكي از بالا بودن سطح فرهنگي هر جامعه دارد .

مذهبي و سنتي بودن:

مردم اين ديار با توجه به سنتي  بودن فضاي شهري داراي عقايد و افكار مذهبي بوده و كمتر هجمه هاي فرهنگي و احزاب سياسي در بين مردم اين ديار رسوخ پيدا نموده و دليل ديگر اين ويژگي كوچك بودن فضا شهري و وجود مراكز مذهبي مطرح در سطح كشور در اين شهرستان مانند قديمي ترين مسجد كشور در اين شهر و حوزه هاي علميه شهرستان با قدمت طولاني و با توجه به تمدن و پيشينه قديمي اين شهرستان كه زماني پايتخت ايران بوده است و وجود اماكن قديمي خود در سنتي بودن فضاي شهر تاثير به سزايي دارد. 

ويژگي هاي رفتاري مردم شهرستان دامغان در ديدگاه افراد گوناگون داراي برتريها و يا نواقصي مي باشد كه مي توان هريك را مورد تجزيه و تحليل قرار داد./

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389  |
 سرشناسان و مفاخر دامغان

سرشناسان و مفاخر دامغان

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در جمعه بیست و یکم اسفند 1388  |
 تاريخچه شهر دامغان

تاريخچه شهر دامغان

دامغان در حدود چهارصد سال پيش از ميلاد مسيح چنان عظمتی داشت که اشک سوم و تيرداد اشکانی در سال 249 پيش از ميلاد آن را پايتخت خود اعلام نمودند. اين شهر تا قرن دوم ميلادی اهميت خود را حفظ کرد و مرکز ايالت بزرگ قومس بود. برخی ها, طرح اين شهر را به هوشنگ نسبت داده اند. اين نظريه به واقعيت نزديکتر است که مردم اين منطقه دراطراف رودخانه چشمه علی که در دره کوههای شمالی جاری است اسکان يافتند و مدنيتی را بوجود آوردند. چنانکه نوشته اند, نزديک به چهارصد سال پيش از ميلاد جمعی از مغان در مسير رود سکنی گزيدند و به همين علت, نخست اين منطقه ده مغان ناميده می شده و به مرور زمان و در آخر الامر به دامغان تبديل گرديد. دامغان مدتی پايتخت زمستانی اشکانيان بود و تا کشته شدن يزدگرد, آخرين پادشاه ساسانی موقعيت خود را  حفظ کرد. در دوره های حکومت امويان ,عباسيان , طاهريان , سامانيان , سربداران و ديلميان دامغان از موقعيتی ممتاز برخودار بود .

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در جمعه بیست و یکم اسفند 1388  |
 دامغان، شهر صد دروازه

دامغان، شهر صد دروازه

در روزگار گذشته دامغان يكي از شهرهاي ايالت قومس و مركز اين ايالت نيز محسوب مي‌شد.دامغان از كهن ترين شهرهاي ايران بوده و از قديم تا به امروز داراي اهميت خاصي است. نام اين شهر از مغان يعني آتش پرستان گرفته شده و به ده مغان معروف بوده و گفته‌اند كه مغان باعث آبادي آن شده‌اند. بعدها در اثر گذشت زمان حرف"ه" از ميان رفت و الف جاي آن قرار گرفت. بناي شهر دامغان را به هوشنگ از نوادگان پيشدادي نسبت مي‌دهند كه روزگاري پايتخت اشكانيان بوده و همين‌طور دامغان را جزئي از اقليم چهارم مي‌دانسته‌اند. در بيشتر كتب جغرافيا و تاريخ، نام دامغان برده شده است كه تمامي نوشته‌هاي آن‌ها اشاره بر اهميت و اعتبار شهر قديمي دامغان دارد، چرا كه دامغان در سر راه جاده ابريشم و مسير گذر از غرب به شرق بوده است. صحت و دليل اين ادعا وجود كاروانسراها، قلعه‌ها و تپه‌هاي قديم، برج و بارو و حصار عظيم داخل و خارج شهر دامغان است.
از آثار شاخص اين شهر مي‌توان به تپه حصار دامغان، مسجد تاريخانه، پير علمدار، مسجد جامع، مجموعه امام‌زاده جعفر (امام‌زاده جعفر، امام‌زاده محمد، مقبره شاهرخ، برج چهل دختر)، چشمه علي دامغان و امام‌زاده محمد ديباج اشاره كرد.تاكنون 95 اثر تاريخي در شهرستان دامغان در فهرست آثار ملي جاي گرفته است.
اين شهر در روزگاران كهن در بخش شرقي سرزمين ماد قرار داشت. در زمان مادها همه پايتخت‌ها رو به بيابان و در طول دو جاده اصلي كه در كناره‌هاي داخلي در سلسله جبال بزگ كشيده شده قرار داشته‌اند كه دامغان نيز جز آن محسوب مي‌شده كه در نواحي مرزي دولت ماد قرار داشته است.بنا به نوشته مورخين دامغان مركز ايالت قومس بوده و در چهارصدسال قبل از ميلاد از شهرهاي بزرگ محسوب ميش شد . اشك سوم و تيرداد اشكاني نيزدر سال 249 قبل از ميلاد آن را پايتخت خود قرار دادند و تا قرن اول ميلادي به اهميت خود باقي بوده است.
در سفري كه ماركوپولو به ايران داشت از شهري بنام تيموكابين نام مي‌برد كه آن شهر در انتهاي ناحيه ايران واقع شده است. هرچند كه شباهت بين اين كلمه و دامغان خيلي كم است ولي به احتمال قوي همان دامغان كرسي نشين ايالت قومس واقع درشمال شرقي ايران است.درمورد اينكه دامغان را شهر صد دروازه خوانده‌اند، سخن بسيار است. برخي از مورخان آن را در هشت كيلومتري جنوب يا جنوب شرقي دامغان دانسته و بطليموس مصري شهر صد دروازه را نزديك مازندران نشان داده گويا كه شهر دامغان است.
ولي در 300 سال قبل عقيده زنگيان بر اين بود كه شهر صد دروازه‌اي كه اسكندر رومي در عراق ساخت شهر اصفهان (جلفا) بوده ولي با توجه به مطالب اكثر نويسندگان، شهر صد دروازه را نزديك دامغان مي‌دانند.زماني كه اسكندر رومي از مقدونيه پرچم كشور گشايي را بر افراشت و قدم در اين نواحي گذاشت، دامغان درنهايت آبادي بود. يونانيان اين شهر را هكاتوم پليس مي‌گفتند يعني شهر صد دروازه و عادت اهالي يونان اين بود كه هر شهري كه در آبادي به اوج و كمال مي‌رسيد آن‌را هكاتوم پليس مي‌ناميدند.دامغان از جمله شهرهايي است كه از لحاظ قدمت در ايران كم‌نظير و درتمام جهان كمتر ديده مي‌شود. اين شهر پنج دروازه (دروازه عراق، دروازه خراسان، شامان، زرجوب و سراوري) داشته است.دور شهر دامغان ديواري ستبر كشيده شده بود كه دو درشكه از كنار هم بر روي ديوار رد مي‌شدند. بقاياي ديوار هم‌اكنون باقي مانده و به ديوار بارو مشهور است.از آثار به‌جاي مانده در اين شهر مي‌توان به مسجد جامع دامغان، ‌مسجد تاريخانه دامغان، برج طغرل، گنبد چهل دختر، مقبره شاهرخ ميرزا، مدرسه موسويه، گنبد زنگوله، برج پير علمدار، عمارت دختر ناصرالدين شاه، عمارت آغامحمد خان و فتحعلي شاه قاجار اشاره كرد.

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در جمعه بیست و یکم اسفند 1388  |
 مشخصات جغرافیایی (شهری) شهر تهران
مشخصات جغرافیایی (شهری) شهر تهران

31639 هزار متر مربع

مساحت  معابر تهران

5 درصد

درصد مساحت  معابر به كل مساحت

46 درصد

سهم حمل و نقل عمومي در سفرهاي شهري تهران

7705036 نفر

جمعيت  شهر تهران

13281858 نفر

جمعيت استان تهران

9 تا 11 ميليون نفر

جمعيت شناور شهر تهران

14 ميليون مسافرت به نفر

تعداد سفر روزانه در تهران

7400نفر در كيلومتر

تراكم جمعيت در تهران

2800000 دستگاه

تعداد اتومبيل در تهران

1927 ميلادي

سال اغاز به كار اتوبوس راني

1192 تن به صورت روزانه

ميزان مواد الاينده  روزانه در هواي تهران اضافه مي شود

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در دوشنبه هفدهم اسفند 1388  |
 آمار وسایل نقلیه در تهران در سال 1387
 

 وسایل نقلیه در تهران در سال 1387

ميزان مسافرت روزانه

نسبت وسايل به نفرات

ميزان جابه جائي درسال

تعداد

درصد از حمل و نقل 

نوع وسايط نقليه

2500000 نفر

1133 نفر

912 ميليون نفر

338 واگن

9درصد

مترو

737000نفر

1196 نفر

270 ميليون نفر

6686 دستگاه

16درصد

اتوبوس

2000000 نفر

179 نفر

800ميليون نفر

43792 دستگاه

10درصد

تاكسي

1500000 نفر

2875 نفر

430 ميليون نفر

2782 دستگاه

11درصد

ميني بوس

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در دوشنبه هفدهم اسفند 1388  |
 شهرنشینی در ایران

شهرنشینی در ایران

 شهرنشینی در ایران،  فرخ حسامیان، گیتی اعتماد، محمدرضا حائری، تهران، انتشارت آگاه ، 1380
علی رغم اینکه شهر در حال تبدیل شدن به الگوی عام سکونتگاههای انسانی است و شهرنشینی، شیوه زندگی قریب به اتفاق انسان‌ها شده است، اما همچنان این سوال مطرح است که به واقع چه شاخصهایی «شهر» و « شهرنشینی» را از دیگر سکونتگاهها و سبک‌های زندگی متمایز می‌کند. رسیدن به شاخصهای قطعی که بتوان آن را در هر بخشی از جهان به صورت یکسان بکاربرد، مشکل به نظر می‌رسد. اما آنچه به عنوان یک فرآیند فراگیر کل جهان را فراگرفت و حاصل انتقال سرمایه کشورهای مستعمره به اروپا و تاثیر آن در رون صنعتی شدن بود، کشورهای جهان را در یک شبکه اقتصادی- سیاسی به یکدیگر بیش از پیش پیوند داد و باعث تغییر الگوهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و بنابراین تغییر الگوهای فضایی و سکونتگاهی، در کل جهان شد. به سبب این که این فرآیند در هریک از کشورها با توجه به زمینه‌های فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی موجودشان با مکانیسمهای متفاوتی وارد این جریان شدند، هریک نیز به «شهر» و « شهرنشینی » خاص خود رسیدند.
کتاب شهرنشینی در ایران که به صورت مجموعه‌ای از 5 مقاله ارائه شده است عمدتا با تکیه بر اصل لزوم انباشت سرمایه برای شکل گیری و دوام شهرها و چگونگی این دوام، به بررسی روند گسترش شهرنشینی در ایران در فاصله زمانی سالهای میان 1300 تا 1355 می‌پردازد.
مقاله اول با نام شهرنشینی مرحله گذار به دو روند شهرنشینی بطئی در فاصله سالهای 1300 تا 1340 و شهرنشینی سریع از 1340 تا 1355 اشاره می‌کند. آغاز دوران شهرنشینی بطئی به حکومت رسیدن رضاخان و آغاز روند مدرنیزاسیون، ادغام شدن کشور در نظام سرمایه‌داری جهانی است. در این دوران با هدف یکپارچگی بازار داخلی، در تناسب با اهداف نظام سرمایه‌داری، راهها ارتباطی گسترش پیدا کردند و دولت در این میان هم زیرساخت یکپارچگی را ایجاد می‌کرد و هم خود دست به احداث صنایع می‌زد. این روند در دوران جنگ جهانی دوم، تا سال 1332 که درآمد نفت نقش موثری را در اقتصاد ایران ایفا می‌کند با رکود مواجه می‌شود. به نظر نگارنده مقاله اصلاحات ارضی که نقطه اوج بروز چنین روندی است نقطه عطف دوم را برای ورود به دوران جدیدی از شهرنشینی در کشور _ شهرنشینی سریع _می‌سازد. در این تحول نگارنده مقاله به تغییر کردن رابطه میان شهر و روستا در طول این دوران اشاره می‌کند. تا قبل از اینکه درآمد نفت به اصلی‌ترین منبع درآمدی کشور تبدیل شود، انباشت سرمایه مورد نیاز شهرها از انباشت مازاد محصولات کشاورزی تولید شده در روستا تامین می‌شد و از این طریق شهر به روستاها همجوار خود وابسته بود، از طرف دیگر نیز شهرها محل ارائه خدمات روستاییان بودند و به این ترتیب حیات هر یک دیگری را تقویت می‌کرد. با عمده شدن نقش درآمد نفت و انتقال این سرمایه از طریق دولت به درون شهرها، انباشت مورد نیاز شهرها از این محل تامین شده و شهرها از روستاهای اطرافشان بی نیاز شدند و این قطع ارتباط به تدریج باعث تضعیف روستاها و افزایش روندشهرنشینی شد.
مقاله دوم بر اساس همین تقسیم‌بندی از مراحل تاریخی این دوره به بررسی دقیق‌تر مهاجرت در آن می‌پردازد. بنابر نظر خانم اعتماد نویسنده مقاله، مهاجرت از روستا به شهر تا قبل از اصلاحات ارضی تحت تاثیر افزایش طبیعی جمعیت و در نتیجه افزایش تعداد نفر در واحد کشت و همچنین ثابت ماندن نسبی عوامل تولید کشاورزی است. پس از اصلاحات ارضی که موجب کنده شدن نیروی کار از زمین و رواج مبادله نقدی گردید و همچنین کاهش نقش کشاورزی در تولید ناخالص داخلی روند مهاجرت روستا به شهر افزایش یافت. از طرف دیگر ساختار سرمایه‌داری اقتصاد که منجر به تمرکز سرمایه در متروپل تهران و برخی از شهرهای بزرگ شده بود، مهاجرتهایی از نوع شهر به شهر را موجب شد که در مقاله به گونه‌های مختلف آن اشاره شده است. اثرات ناشی از این روند مهاجرت را ایشان، حاشیه‌نشینی، حضور نیروی کار کم مهارت و بدون مهارت در ساختار اشتغال و تغییر ساخت جمعیتی شهرها برشمرده‌اند.
مقاله سوم و چهارم به تاثیر وقایع سیاسی- اقتصادی- اجتماعی مذکور بر شبکه شهرهای ایران پرداخته است. تعریف شبکه شهری در این مقالات مبتنی بر رویکردی اقتصادی بوده و به معنای ارتباط متقابل مراکز شهری و نظام مبادله و داد وستدی است که در بین شهرها درباره عملکرد اختصاصی آنها بوجود می‌آید.
طبق نظر نگارنده تا پیش از دوران سرمایه‌داری شهرهای ایران دارای عملکردهای ذیل بودند:
1) مرکز خدمات یا مبادلات منطقه
2)مراکز ارتباطات
3) مراکز حکومتی و نظامی
4) مراکز تولیدات پیشه‌وری
5)یا مراکز مذهبی و زیارتی
در این دوران در شبکه شهرهای ایران، یک متروپل مرکزی که گستره عملکردیش، دیگر شهرها را
تحت الشعاع قرار دهد دیده نمی‌شده است.
با تغییر نظام اقتصادی کشور، تغییرات ایجاد شده در عملکردهای شهری، گسیختگی شبکه محلی در اثر تمرکز مازاد اقتصادی بر اثر عمده شدن صادرات نفت و همچنین تغییرات ایجاد شده در ساختار اشتغال باعث گسیختگی شبکه شهری در ایران شده است و تقریبا تمامی شهرها به شیوه زنجیره‌ای با متروپل مرکزی یعنی شهر تهران وارد رابطه شدند و شهرهای میانی اهمیت خود را از دست دادند.
مقاله آخر با عنوان پویش شهرنشینی در کاشان یک مطالعه موردی بر مبنای مباحث مطرح شده در مقالات اول تا چهارم است. این مقاله دو دوره شهرنشینی مطرح شده در مقاله اول را در شهر کاشان با بررسی همزمان ساختار فیزیکی شهر و وضعیت اقتصادی – اجتماعی آن در هر دو دوره به تصویرمی‌کشد و با ارائه مستندات عینی تصویر مناسبی از روند تحول یک شهر ایرانی در دوران مورد مطالعه را ارائه می‌دهد.

 

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در دوشنبه هفدهم اسفند 1388  |
 موضوع تحقيق: حومه هاي شهري

 حومه هاي شهري

تعريف و فرآيند شکل گيري حومه :

از لحاظ جغرافيايي، حومه يک مکان فيزيکي است در منظر جامعه شناختي، حومه جايگاه طبقه کارگر و خصوصاً مهاجرين مي باشد اگر  چه در آنجا کم و بيش شاهد آرسيتو گراسي، کارکنان، تکنسين هاي کادر متوسط و جوانان با طبقه اجتماعي خاص مي باشيم . طبق فرهنگ لغت اربانيسم، حومه يک قلعه و شهري شده در اطراف يک شهر است. واژه (Banl,eue) از دو قسمت Ban به معني ممنوعيت و lieue به معني مکان تشکيل شده است. حومه قبل از هر چيز يک تعريف اداري دارد و تحت نفوذ مرکز شهر است اما اين تعريف اداري گاه، مطابق با واقعيت نيست: يعني يک شهر مي تواند داراي قلمرو يا ضميمه اي کلي يا جزيي از حومه هاي خود باشد و يا حوزه اي که عمدتاً به منطقه مسکوني اختصاص مي يابد و در بيرون از شهر قرار دارد، حومه خوانده مي شود. پس يک حومه ممکن است به صورت روستا جلوه کند يا شهر را شامل شود.[1] رشد پرشتاب شهر بر زايش حومه سبب است از نظر حقوقي، حومه قلمرو فراتر از حصار شهري را در بر مي گيرد در حاليکه وابسته به شهر است به نظر ماکسن دريو از ديدگاه جغرافيايي حومه نيز متأثر از شهر و متناسب با خواست شهريان است و بر اين اساس در فعاليت هاي کشاورزي حومه تأکيد بر کشت سبزي و صيفي جات مورد نياز است. در زايش حومه ها نقش توسعه خطوط آهن و اتومبيل به ويژه وسايل نقليه اختصاصي را نمي توان به دست کم گرفت، منتهي تأثيرگذاري آنها در زايش حومه ها و شکل پذيري ميدان جاذبه شهري به گونه همسان نيست چرا که علي رغم پيشرفت هاي اقتصادي و تکنيکي هنوز نمي توان اثر مورفولوژي زمين را در تعيين مسير خطوط آهن ناديده گرفت و بر اين اساس حومه هاي نوزادي که بر اثر توسعه خطوط آهن در نقشه جغرافيا ظاهر مي شوند تابع شبکه راه هاي آهني هستند که در گسترش خود کم و بيش از شرايط طبيعي تبعيت کرده و بر اين اساس در ميدان جاذبه شهري نيز ناهماهنگي هايي را به وجود آورده اند اما گسترش شبکه خطوط اتوبوسراني به ويژه وسايل ارتباطي اختصاصي در ناحيه شهري از انعطاف پذيري ويژه اي بهره مند است و به سادگي و با هزينه زيربنايي کم تر بر رشد و توسعه راه ها و ساخت حومه ها در پيرامون ما در شهرها کمک مي کند و بر ايجاد منطقه شهري هماهنگ با ميدان مغناطيسي يکنواخت و يکدست موجب مي شود.[2] بين حومه و حوادث اجتماعي ( از قبيل انقلاب صنعتي، اجتماعي و فرهنگي) وجود دارد. در اروپا ، انقلاب صنعتي، به دو دليل اساساً ، علت مهاجرت، مهاجرت و شکل گيري حومه بوده است:

يکي نياز به نيروي کار براي بخش صنعت و ديگري افزايش مسئوليت هاي اجتماعي و آموزشي به عنوان نمونه در ايران ظاهراً انقلاب سفيد به عنوان انقلاب صنعتي را به عهده داشته است به طور کلي حومه مخصوصي جديد و مربوط به انقلاب صنعتي است زيرا به دلايل اداري يا کارکردي ساکنان دوست ها به شهرها آمدند و در حومه ها متمرکز شدند و به تدريج در اطراف جاده هاي اصلي جايگزين گرديدند. حومه، همانند ديگر اشکال شهري حالت کاربري نظام مند در فضا را يافته است اولين مرحله شکل گيري حومه- در پي انقلاب صنعتي بوده است اين حومه ها بيشتر در اطراف شهرها صنعتي مثل پاريس يافت مي شوند. کارخانه ها و سکونت گاه هاي کارگري، از عوامل اصلي پديد آمدن اين حومه ها هستند نياز به فضاي مناسب بازار، خصوصاً بازارهاي مصرفي صنعتي وجود رودخانه ها، کانال هاي آب ، نزديکي به جاده هاي اصلي را مي توان از ديگر عوامل اين پديده شمرد. دومين مرحله شکل گيري حومه اغلب با گسترش محله هاي مسکوني ارتباط دارد در اين مرحله حومه ها از لحاظ پايبندي به سنت ها، الگوهاي مالي و مسکن و در دسترس بودن فضا، متضاد تند پديده هاي اجتماعي نامناسب، مثل جنگ ها نيز مي توانند عامل مهمي در شکل گيري حومه ها باشند، در اين حالت بخش اعظم جمعيت حومه ها در کنار شهرها متمرکز مي شوند که از مصونيت بيشتري برخوردار باشند. البته اگر جنگ هاي شهري رخ داده باشد شايد از اين روست که معني حومه مترادف با ناامني است، اما بعد از جنگ ساکنان حومه ها به تدريج به حوزه هاي نفوذ شهر راه مي يابند و روستاييان جايگزين آنها در حومه ها مي گردند در پايان جنگ جهاني دوم در اروپا شاهد افزايش زاد و ولد و سرريز شدن جمعيت به طرف شهرها بود. از اين رو کشورهايي از جمله فرانسه با بحران مسکن مواجه شدند کدر اين راستا دولت ها اقدام به ارائه طرح هاي مختلف نمودند در 1948 در فرانسه قانون آزادي اجاره مسکن تصويب شد که طبق آن ساکنان قبلي تحت نظارت قرار گرفتند تا از ايمني خاصي برخوردار باشند از سوي ديگر دولت کليه نهادهاي مرتبط با امر مسکن را تشويق به ساخت ساختمان هاي جديد و پيشرفته با استحکام بيشتر نمود بر اساس اين ضرورت ها در فرانسه موسسات (HLM) به کمک دولت شکل گرفتند دولت به تدريج از لحاظ مالي وارد امرو مربوط به مسکن گرديد و امکانات فراواني را براي ساخت (HLM)ها فراهم آورد. به طريقي مي توان گفت که دولت مشارکتي اجباري را براي نهادهاي و موسسات و دست اندرکار ساخت مسکن باعث شد براي حل مشکل مسکن مقررات و قوانين تنظيم شد که بيشتر بر محور ساخت استيجاري قرار داشت. سازمان هاي درگير ساخت و ساز به طور سيستمي به سري (انبوه سازي) گردش يافتند. تراکم اين ساختمان ها بين 500 تا چند هزار نفر بود. هدف از انبوه سازي کاهش بحران مسکن و ايجاد اشتغال خصوصاً در (مناطق شهري داراي اولويت) (Z.U.P) بود به تدريج اين مناطق شهري نيز شکل جديدي از حومه ها را يافتند. با اين تفاوت که با تراکم زياد ولي در فضاي محدود قرار داشتند.[3]

تقسيم بندي حومه ها و تحول آنها:

به نظر مدلن، فرايندهاي شکل گيري حومه نشان مي دهند که نه ما با يک مقوله واحدي که حومه ناميده مي شود سر و کار نداريم بلکه با مقوله هاي متعددي به نام حومه روبرو هستيم از اين رو، او به معرفي انواع مختلف حومه ها مي پردازد که از جمله مي توان به موارد زير اشاره نمود:

الف) حومه هاي صنعتي: اين حومه ها عمدتاً در دوران صنعتي قرن 20 شکل گرفته اند. کشورهايي که داراي اين حومه ها هستند بيشتر از فضاها جهت استقرار صنعت و اسکان کارگران صنايع استفاده نموده اند به تدريج با انتقال صنايع، اين حومه ها تبديل به محله ها شده اند.

ب) حومه هاي صنعتي سنتي: اين حومه ها در کنار خطوط راه آهن، مسيرهاي آب و مناطق جديد صنعتي احداث شده اند.

ج) حومه هاي سکونتي: اين حومه ها جنبه هاي مختلفي دارند از نظر ساخت اين حومه ها در اشکال زير نمود پيدا مي کنند:

مجتمع با بافت شهري متراکم، محله ها با خانه هاي انفرادي و محله هاي مشترک با برنامه ريزي اختياري (مثل حومه هاي آمستردام) ، يا به شکل متراکم ، محله هاي قديم و جديد (مثل حومه هاي متوسط پاريس) از نظر الگوي انسجام جمعيت شبکه هاي حمل و نقل متنوع تأسيسات، مکان هاي اشتغال ، مراکز خدمات رساني و تجاري از نظر طبقه هاي اجتماعي، محله هاي انبوه و نامناسب از لحاظ کيفيت زندگي و انظر فاصله تا مرکز: محله هاي نزديک متوسط يا بزرگ به چشم مي خورد . از لحاظ آسيب شناختي يک سوال اساسي مطرح است : چرا مهاجرت به سوي حومه و حاشيه صورت مي گيرد؟ ابتدا يادآوري مي شود که از لحاظ رشد جمعيتي براي محله هاي قديمي وجود دارد. لذا شهروندان يا تازه وارد بايد در جاهاي ديگري اسکان يابند. در اينجا محدوديت فيزيکي حومه ها از فضاهاي موجودي است که از تازه واردان استقبال کند. اين محدوديت قابل طرح است ولي حرکت گريز از مرکز دلايل ديگري دارد. شايد علت اصلي را بتوان در حضور قبلي روساي خانواده ها دانست که قبلاً وارد مناطق حاشيه اي شده اند اين شناسايي قبلي از نظر اقتصادي آنها را ترغيب به مهاجرت مي کند. آنهايي که از لحاظ اقتصادي، توانايي لازم را دارا هستند مي توانند مستقيماً وارد مرکز شهر شوند و از لحاظ فرهنگي از امکانات مناسب تري برخوردار شوند با توجه به اين که آنها مشکلات را مي شناسند راحت تر مي توانند خود را با شرايط جديد تطبيق دهند و با تنش هاي فرهنگي کمتري مواجه شوند. رشد جمعيت حومه ها زمينه ساز ايجاد محله هاي منظم شده است و اين محله ها با تخريب حلبي آبادها (مثل حلبي آبادهاي داکار، آبيجان، نايروبي، دارالسلام و ... ) به شهرها متصل شده اند.

به عنوان نمونه پيکين در داکار با گسترش حومه خود از اين طريق بين 200 تا 300 هزار نفر را در خود جاي داده است.[4] و ماکس دريو، حومه ها را بر حسب فاصله­يي که از شهرها دارند به حومه هاي نزديک، ميانه ودور طبقه بندي مي کند البته بر اين تقسيم بندي نمي توان هميشه تأکيد داشت چرا که بعضي از شهرهاي کوچک فاقد حومه هاي نزديک و دور و اصولاً شعاع جايگزيني حومه از شهر بر حسب اهميت شهر تغيير مي يابد و با توسعه شهرها و گسترش راه ها پس روي از پشت حصار شهرها آغاز مي شود /// سني ها رييس در مطالعه ي که زير ////(suburbs)  انجام داده حومه را زير شش عنوان طبقه بندي کرده است:

1- حومه هاي صنعتي که کارگران مراکز صنعتي اين حومه ها از شهر مي آيند.

2- حومه هاي صنعتي که کارگران واحدهاي صنعتي آن مقيم خود حومه هستند بديهي است اگر اين حومه ها به فاصله بيشتري از شهر قرار بگيرند و از خودمختاري نسبي برخوردار باشند به عنوان اقمار شهر بايد از آنها نام برد.

3 و 4- حومه هاي نيمه اقامتگاهي و نيمه صنعتي

5- حومه هاي خوابگاهي: در سال 1922 آنوين نظريه ي متفاوت با نظريه ها وارد بيان کرد در طرح وي شهرکهاي //// به صورت حومه هاي خوابگاهي در اطراف يک شهر بزرگ قرار مي گرفتند. آنوين در اين طرح ايجاد مراکز صنعتي اداري و تجاري را پيشنهاد نمي کند به اين ترتيب وي نظريه هاوارد را درباره چگونگي کاربري هاي باغشهرها که نوعي از شهرک هاي //// هستند يعني مجموعه هاي خوديار و متشکل از مساکن و مراکز کار و خدمات کنار مي گذارد و در اين طرح ساکنان يک شهر بزرگ مجبور بودند روزانه براي رفتن به سر کار خود از حومه به شهر و برعکس در رفت و آمد باشند بدين ترتيب از مشکلات ترافيکي که از معضلات اساسي شهرهاي بزرگ بود کاسته شد.

6- حومه هاي معدني و يا صنعتي نواحي معدني

ژرژ شابو و بوژ گارنيه: با عناوين ديگري حومه کار را طبقه بندي مي کنند:

1- حومه هاي اقامتگاهي دور افتاده

2- حومه هاي اقامتگاهي فقيرنشين که جمعيت اين حومه ها به سبب بالا بودن اجاره بهاي ساختمان در شهر به اين حومه ها پناه آورده اند.

3- حومه هاي صنعتي: آنجا که خانه هاي کارگران در پيرامون صنايع جايگزين شده است.

4- حومه هايي که مردم شخصاً خانه هاي خود را با مصالح کم ارزش ساختماني و غيربهداشتي مي سازند و اکثراً اين مساکن به شکل حلبي آباد است.

5- حومه هايي مجهز با کوچه هاي فضادار و سالم و مساعد براي گذر و تبادل نظر حومه نشينان.

6- حومه هاي که در گودها جايگزين شده و در گل فرو رفته است هر يک از تقسيم بندي ها از نظرگاه ////انجام گرفته و دور از نقد و انتقاد نمي تواند باشد. براي مثال در تقسيم بندي هاي بالا اشاره­يي به حومه هاي کشاورزي و توريستي نشده است. حومه ها به هر شکلي يا هر نقشي که باشند حالت ايستا ندارند و تابع تحول و توسعه اند اين دگرگوني و آهنگ آن در رابطه با شهر و بر حسب ميل و خواسته شهر انجام مي گيرد اين تحول را از مرکز شهر رو به حومه (سيلوي رمبر) جغرافيدان فرانسوي مورد تحليل قرار داده که در خور توجه خاصي است. سيلوي رمبر براين اوراست از مرکز شهر رو به حومه شهر از دو عامل ساختماني کهنه و نو متأثر است: مرکز شهر مظهر آثار تاريخي و گذشته شهر است و بيانگر فراز و فرود ادوار تاريخي و سمبل عظمت و زيبايي شهر است و اصولاً دست نخورده مي ماند و جز به حکم ضرورتهاي تاريخي مورد پاک سازي هماهنگ سازي و بازسازي قرار نمي گيرد و عظمت مرکز شهر در پناه حفظ اين آثار و عدم تحميل شرايط جديد شهرسازي //// مسير است و اين جا نقطه مقابل حومه بوده و هسته حفاظت شده شهر است در دوره اين هسته حفاظت شده به تدريج آهنگ ملايم بناهاي کهنه با ابنيه نوساز جابه جا مي شود چرا که در همين قشر ايجاد مراکز بازرگاني ، اداري، فرهنگي و جهانگردي همچو تغييراتي را ضروري گردانده و در جمع سنگيني ساختمان با اثار و ابنيه قديمي است بعد از مرکز شهر محلات قديمي پاي حصار شهري و برون از حصار قديمي شهر به چشم مي خورد و در اين مرحله فرايندهاي مختلط ساختماني حاکم بر چشم انداز جغرافيايي شهر است: در محلات قديمي درون و برون و از پاي حصار شهري تضاد ساختماني چشم گيرتر است در محلات قديمي درون پاي حاصر که به بخش (پرکردگي معروف است ساختمان هاي کهن موقعيتي خاص دارند و حاکميت با ساختمانهاي قديمي است (از 50 تا 90 درصد کل ساختمان) اما ضرورت ايجاد محلات سکونتگاهي فضاهاي خالي و باغات پيرامون هسته و به ويژه محلات برون از حصار شهري را مورد دگرگوني و ساخت وسيع تر قرار مي دهد و رابطه موجود پيشين بين ساختارهاي کهنه و نو به هم مي خورد و ساختمانهاي نوساز در بخش برون از پاي حصار شهري فزوني مي گيرد و موقعيت خاصي را به دست مي آورد به گونه اي که از 50 تا 85 درصد ساختمانها نوساز است اما اين دگرگوني ها تنها محدوده جغرافيايي شهر را در بر نمي گيرد بلکه پويايي حرکت ساختماني را چه بسا توأم با حرص و ولع خاص و همراه با لجام گسيختگي و انجام معاملات سودآور املاک در حومه شهرها لمس خواهيم کرد چرا که حومه اولين دورنگاه توسعه شهري بوده و شهرگرايي در حومه جنگ اندازي بر اراضي مزروعي را ضروري مي نمايد با تخريب زمين هاي کشاورزي حومه عمران شهري به گونه فردي و اجتماعي آغاز مي گردد.

منتهي آنجا که عمران فردي است و ساخت ها روي بخش هاي کوچکي از اراضي زراعي انجام مي شود ساختار و چشم انداز ازراعي حومه کم تر تابع تغييراتي است برعکس در عمران گروهي و جمعي که سازمانهاي وابسته به بخش خصوصي و يا دولتي بر مبناي ////// جامع به خانه سازي هاي وسيع دست مي زنند عميقاً چشم انداز و سيما جغرافياي حومه را همراه با تغييرات عمق در شکل زندگي و ترکيب اجتماعي حومه دگرگون ساخته و چه بسا که حومه را از تعادل طبيعي خود خارج مي سازند.[5]

حومه ها به هر دليلي که تکوين يا بند فعاليتي را به عهده مي گيرند بعضي از فعاليت ها خاص حومه است و در برخي از فعاليت هاي حومه و شهر تشابه و هماهنگي وجود دارد که هنوز //// و توجه خاصي است:

الف) عملکرد و نقش مشترک شهر و حومه: بعضي از حومه ها به مقتضاي شرايط جغرافياي خود نقش سکونتگاهي و يا خوابگاهي دارند اين حومه ها در روز خالي از جمعيت و شب هنگام مملو از جمعيت مي شود و به مقتضاي همين نقش به مانند محلات سکونتگاهي شهرها منظر جغرافيايي و اجتماعي ويژه اي دارند حومه ها مردمي، اگر چه با نصب صنايع شکل و جان مي گيرند ولي محيط هاي اقامتگاهي مناسبي نمي توانند باشند برعکس حومه هاي بهره مند از شرايط زيست محيطي ممتاز ، طبقات يا /// جامعه را به سوي خود مي خوانند چنين انتخابي رابطه با مسايل اقتصادي //// با شرايط جغرافيايي و کليمايي حومه ها نيست. در شهرهاي بزرگي چون لندن، پاريس و //// وزش باد از غرب به شرق است و بر اين اساس حومه هاي سمت غربي اين شهرها به تبع شرايط آب و هواي جاذب و گراني زمين به وسيله گروه هاي مرفه اجتماعي اشغال شده و حومه هاي شرقي که تحت تأثير بادهاي آلوده شهر قرار گرفته به اشغال طبقات فرودست تجامعه درآمده است اضافه کنيم که سمت غربي سه شهر ياد شده را جنگل و پارک مي پوشاند و چشم اندازي زيبا به ساکنان خود عرضه مي کند به طور کلي حومه هاي سکونتگاهي يا سه ساله اساسي روبرو هستند:

1) مسأله حمل و نقل: جمعيت حومه هاي سکونتگاهي روزانه چهار بار بين حومه و محل کار خود جا به جا مي شوند و با يکسره شدن زمان کار در اين جابه جايي به دو مورد کاهش مي يابد حرکت صبحگاهي از حومه به شهر است و جهتي به مرکز شهر و جابه جايي عصر گاهان جهتي گريز از مرکز شهر دارد اين حرکات در ساعات اوج جابه جايي بار خطوط و وسايل ارتباطي اعم از اتوبوس و ترن را بيشتر مي کند و حرکت متلاطم و موجي جمعيت بر زندگي مردم شهر و جابه جا شوندگان اثر مي گذارد براي تأمين و تعميم رفاه عمومي سعي مي شود در ساعات جابه جايي به ويژه به هنگام اوج حرکت بر تعداد و ظرفيت وسايل حمل و نقل اضافه شود و تعداد اتوبوس ها، واگن هاي مترو و ترامواي هاي و الکتروکابين ها وقتي ترن هاي سريع السير افزايش يابد. با وجود اين همه وسايل سريع السير و اتخاذ تدابيري در جهت جابه جايي جمعيت در زمان کيفيت جمعيت هاي متحرک علاوه بر اينکه روزانه ساعاتي از وقت خود را تلف مي کنند به پرداخت تعرفه حمل و نقل بالنسبه سنگين تري هم تن مي دهند.

2- مسايل مالي حومه هاي خوابگاهي: در کشورهايي که درآمدهاي مالياتي فعاليت هاي بازرگاني و صنعتي در حومه ها نقش اساسي دارند حومه هاي خوابگاهي به سبب نداشتن فعاليت هاي مورد نظر از لحاظ امکانات مالي در تنگنا قرار مي گيرند و نمي توانند در توسعه خدماتي خودگام اساسي دارند براي رفع اين مشکل سعي مي شود و حومه هاي خوابگاهي را به يکي از حومه هاي صنعتي نزديک وابسته کنند و يا اينکه درآمدهاي مالياتي کل منطقه شهري را به نسبت نيازهاي واحدهاي جغرافيايي از آن جمله حومه هاي خوابگاهي تصميم و توزيع بکنند برعکس حومه هاي که داراي ايستگاههاي توريستي و جهانگردي هستند و درآمدهاي بيشتري دارند سعي مي کنند امتيازات مالي خود را حفظ کرده و تحت هيچگونه شرايطي خود را به حومه هاي ديگر وابسته نکنند.

3- تجديد سازمان حومه ها: توسعه بعضي از حومه ها به سرعت و نامنظم انجام مي گيرد و بر اين اساس حومه نمي تواند بر ساکنان خود خدمات لازم را عرضه کند در اين صورت حومه نشينان مجبور مي شوند مقداري از نيازهاي خود را از ما در شهرها بگيرند اگرچه انجام آن با تلف شدن وقت جمعيت حومه و با خفقان مرکز ما در شهرها در رابطه باشد براي رفع اين مشکل شهرسازان بخشي از فعاليتهاي خدماتي را بر حومه ها و يا اقمار شهرها و يا شهرهاي کهن انتقال مي دهند و يا با تغييراتي در تقسيم بندي حومه ها و ايجاد محدوده هاي ساختماني و تأسيساتي در جهت رفع نيازهاي حومه نشينان به ويژه در زمينه هاي خريد و گذران اوقات فراغت از کار آنان چاره انديشي مي کنند.

ب) نقش صنعتي حومه ها: وسعت اراضي حومه ها از سويي و ارزاني بهاي زمين از ديگر سو از موجبات نصب صنايع در حومه شهرها است لغزاندن صنايع شهري بر حومه ها بدان معني نيست که حومه هاي کشاورزي را به نفع توسعه صنعتي از بين برد و با چنگ اندازي بر اراضي مزروعي حومه، سرمايه هاي شهري را در تخريب محيط هاي کشاورزي به کار گرفت به گونه اي که در نزديک ترين حومه کشاوري پيش آمده است بلکه صنعتي کردن حومه ها با رعايت شرايط جغرافيايي ناظر بر نصب صنايع بايد در اراضي غيرکشاورزي انجام پذيرد صنايع حومه وابسته به شهر است و سرمايه هاي شهري است که بر پويايي صنايع حومه سبب مي شود به علاوه کادر فني ، مديريت و بخشي از نيروي انساني صنايع حومه از شهر تأمين مي شود و بوژوگارنيه بر اين باور است جايگزيني صنايع در حومه و پيرامون شهرها که به پراکنش و نافشردگي صنايع مي انجامد اقدامي است که در صورت اجراي طرح هاي ناحيه اي انجام گرفته در صورتي که عدم تمرکز صنايع در شهر و استان آن به حومه ها است که در مقياس کشاوري و برمبناي طرح هاي ملي گرفته شده است.

مسائل حومه ها

حومه با اين مسائل دست و پنجه نرم مي کند:

1) تراکم شهري و مديريت مبتنيبر محدوده هاي جاده اي که به صورت گريز به مرکز عمل مي مايد مراکز تجاري حومه اي ايجاد شده اند و خانه سازي به صورت انبوه سازي مي باشند امروزه اقدامات مربوط به بازسازي مديريت و حيات بخشي به مراکز- شهرها بعضاً نتوانسته اند در مناطق آسيب پذير حومه اي موفق باشند چون حومه ها فقط فضاهاي مسکوني به شمار نمي روند بلکه فضاهاي تجاري و صنعتي نيز محسوب مي شوند از مسائل عمده اي از قبيل افزايش جمعيت مسکن نامناسب، آلودگي آب و هوا و ... انجام مي برند. به طور کلي حومه شهرها، محل تلاقي فعاليتهاي اقتصادي و فرهنگي بين شهر و روستا به شمار مي رود و کارگران مهاجر بيشترين نقش را در اين ارتباط دارند حرکات کارگري در اروپا ، در مکزيک و ونزوئلا نمونه هايي عيني اين امر مي باشند. به طور خلاصه حومه مترادف يا وابستگي تراکم جمعيت، تحولات نامناسب و ... است شهرها و محله هاي حومه اي با جمعيت هاي زياد، به دنبال استقلال هستند اما با اين حال نمي توانند همانند لحظه هاي اصالتاً مستقل عمل نمايند در کشورهاي جهان سوم شهرهاي حومه اي از امکانات مالي کافي برخوردار نبوده و درگير کنش هاي نامناسب هستند.

2) تضادهاي گروه هاي قومي در حومه ها از ويژگي هاي خاص آنها است نمونه هاي آن را مي توان در ليون، مونترال يا سائوپولويانت در اروپا در شهرهاي حومه اي کم تر ثروتمند کارگران مهاجر از شرايط خوبي برخوردار نيستند و اين وضع موجب نقش هاي اين نسل هاي مختلف جنبش ها و نهضت هاي مختلفي مي گردد و از اين رو باعث ساختارهاي اجتماعي الگوهاي فرهنگي و ايدئولوژي هاي گوناگون را پديد مي آورد.

3)مبارزات سياسي و فرهنگي که از کلکته تا نيويورک ، از ريو تا لندن، از توکيو تا داکار، بيش از يک ميليارد انسان در حومه خود جاي داده اند به چشم مي خورد و امروزه حتي در شهرهاي بزرگ و شهرهاي جديد اروپا اين حرکات نامناسب باعث عدم تحرک مطلوب گرديده است همين روند را نيز در حلبي ابادهاي کشورهاي جهان سوم شاهديم. استارنونز در خصوص آمريکاي لاتين اشاره به اهميت سياسي طبقه شبه کارگر دارد که از توانايي لازم برخوردار است و مانع اصلي ترک هاي وسيع در سطح کل مي گردد مسئله اساسي حمييت هاي حومه هاي شهرها بيش از هر چيز فرهنگي است لذا براي فهم اين موضوع بايد رابطه نهادهاي و حيات امروز را شناخت ساکنان حومه ها عمدتاً تابع قوانين هنجارها و مقررات نيستند و نيازهاي خود را در وراي آنها از لحاظ مادي و اجتماعي تأمين مي نمايند.[6]

در کشورهاي  جهان سوم تحت عناوين مختلف محله هاي که بخش اعظم آنها را در اطراف شهرها ساختمان شده اند در شرايطي ناپايدار درصدهاي خيلي بالايي از جمعيت شهرهاي بزرگ را در خود جاي مي دهند اين درصدها امروز به 25% در کاندابلانک 30% درجا کارتا ، 40% در ليما و کاراکاس مي رسند و در ارقام مطلق بيش از 20 ميليون جمعيت کلکته در بوستسها که به صورت خوشه اي در اطراف شهر قرار گرفته اند زندگي مي کنند البته تعدد اين که تمام فضاهاي فوق شهري با چنين فرمهايي اشغال شده اند درست نيست زيرا به عنوان مثال در اطراف قاهره، حومه هاي سکونتگاهي که به طبقات متوسط جامعه اختصاص دارند به طور سريع ضمن جستجوي موانع بهتري در قطاع پراکنده جمعيت حاشيه نشين روز به روز افزايش =يدا ميکند فشرده اي را براي ستيز فضاهاي قابل ساختمان موجب شده است با اين همه اگر به چهره هاي ديناميکي ايجاد مسکن برنامه ريزي شده فوق شهري نيز اکتفا کنيم نمي توانيم استعدادهاي عمومي را به هنگامي که قابليت هاي ناحيه اي تغيير مي کند ناديده بگيريم خواست ساکنين را به بهبود بخشيدن هميشگي بودن و مالک شدن در امريکاي لاتين بالاخص در بار /// تا هدف زنده ماندن ساده در هند که بهره طلب شده توسط مالکين زمين به افزايش اضافي جمعيت و بي ثباتي در تصرفات که تمام عمليات و ابتکارات را در سطح تحولات داخلي شرقي مي دهد و نيز آن را نفي مي کند تغيير مي نمايد. به طور مشخص ديناميک (بهبود بخشيدن) مساکن در بين مسئولين که سنگيني وظيفه آن ها را خسته کرده بهتر شناخته شده و بيشتر مفيد تشخيص داده شده است بهبود بخشي مي تواند از يک گرايش کاملاً طبيعي ناشي شود، حاشيه نشينان ضمن تکميل و بهتر کردن مسکن خود در پرتو پيشرفت شغلي- اجتماعي و استحکام مالکيت عنوان يکي از ارکان اساسي در مي آيند با تشويق سازمان هاي بين المللي مثل بانک جهاني، نمونه هاي تجربه شده کم و بيش رضايت بخش بوده است مثل عمليات سيسين در اطراف اوگا در گودر ولتاي عليا در تمام اين عمليات نوعي ديناميک ارادي سعي در اصلاح يا رفع کمبودهاي اصلي که در سايه تحول طبيعي حاصل شده اند دارد به طور عمومي دخالت از دو جهت پيشنهاد شده است:

- ورود تجهيزات در جهت نفع و استفاده عمومي مثل ايجاد منابع کوچک و محدود آب ايجاد سرويس هاي بهداشتي، درمانگاه هاي مجاني.

- ايجاد انگيزه بهبود مسکن که عبارت است از تبديل يک مسکن روستايي و مانند آن به ابعاد و تعدادي که در رابطه با افزايش جمعيت يک خانوار رفع نياز بکند با اين همه انجام اين عمليات مشکلاتي را به دلايل مختلف بر مي انگيزد در سطح تکنيکي ، اگر توسل به مواد اوليه ساختماني سنتي مورد نظر يا درخواست باشد اغلب لازم است که شهرنشينان مهارتي را که خيلي زود آن را فراموش مي کند دوباره رونق دهند در مورد زمين محدود بودن قطعات که معمولاً کوچک هستند به احداث مکان فاميلي محدود منجر بنيادهاي جديدي را در اجتماع شهري موجب مي شود با اين وصف شرط اصلي تحول و پيشرفت محلات اطراف شهري حفظ امنيت مالکيتي است که به دست آمده است و بر حسب کشور اين عمل ويژگي کم و بيش مبهمي به خود مي گيرد که بدين جهت ساکنين به انجام بهبود بخش هايي که نفع آن ها چندان طولاني نيست متعهد نمي شوند برعکس وقتي که قوانين قضايي و اسناد مالکيت افراد را در مقابل جابه جايي هاي اجباري تضمين مي کند رفتار ساکنين تغيير مي يابد هدف از گفتار فوق طرح اوليه از تجزيه تحليلي است که اصالت پويايي فضاي فوق بهتري را در خارج از کشورهاي صنعتي با /// مدل هاي تحول شهري در دنيا تأکيد مي کند.[7]

منابع و مأخذ:

  • - شالين، کلود، ديناميک شهري يا پويايي شهرها، ترجمه اصغر نظريان، ناشر: معاونت فرهنگي آستان قدس رضوي ش. 1، 1372.
  • - فريد، يدالله، جغرافيا و شهرشناسي، تبريز، دانشگاه تبريز، 1368.
  • - رباني-رسول، با همکاري فريدون وحيدا، جامعه شناسي شهري، اصفهان، سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني، سمت1381.



[1] ربانی،رسول، با همکاری فریدون وحیرا، جامعه شناسی شهری،اصفهان، سازمان مطالعه و تدوین کتب و علوم انسانی، سمت 1381.

[2] فرید، یدالله، جغرافیا و شهرشناسی، تبریز، دانشگاه تبریز، 1368.

[3] ربانی، رسول، با همکاری فریدون وحیدا، جامعه شناسی شهری، اصفهان، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی، سمت. 1381، صفحه 1.

[4] ربانی- رسول با همکاری فريدون وحيدا، جامعه شناسی شهری، اصفهان، سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انسانی، سمت،1381.

[5] فريد- يدالله - جغرافيا و شهرشناسی- تبريز، دانشگاه تبريز، 1368.

[6] ربانی- رسول- با همکاری فريدون و حيدا، جامعه شناسی شهری، اصفهان، سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انسانی، سمت،1381.

[7] شالين، کلود، ديناميک شهری يا پويايی شهرها، ترجمه اصغر نظريان، ناشر: معاونت فرهنگی آستان قدس رضوی، ش1 ،1372.
|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در دوشنبه هفدهم اسفند 1388  |
 حمل و نقل

حمل و نقل

با انقلاب صنعتي در سال 1960 و با توجه به پيشرفتهاي صنعتي و تكنولوژيكي در مباحث گوناگون علي الخصوص در  كشاورزي  باعث مهاجرت روستائيان به شهر ها و بالا رفتن جمعيت شهري گرديد  كه در اين سالها در صد رشد جمعيت اين هم در حالت انفجاري با درصد 4/3 بوده كه در طول 20 سال از سال 1960 تا 1980 جمعيت ايران در حدود 2 برابر شد كه اين رشد نسبت به رشد  امكانات و زير ساختهاي  متناسب نبوده  و باعث بروز مشكلات عديده اي در سطح كشور شده كه با كمبود مسكن ، كمبود اماكن آموزشي ، آلودگي محيط زيست ، كمبود انرژي مشكل ترافيك و مشكلات ديگري كه هريك بحث هاي گوناگوني دارد در بحث ترافيك كه بيشتر در 9شهر بزرگي يا كلان شهرها ايران اعم از  تهران، مشهد ، تبريز، شيراز، اصفهان اهواز ، قم ،كرج رخ داه است باعث قفل شدن شبكه هاي ارتباطي شهري در ساعات مختلف و  يا در تمام لحظات گرديده است كه اين ترافيك در شهر تهران در سال 1960 تا سال 1980 كه جمعيت تهران از دو ميليون هفصد هزار نفر به شش ميليون دويست هزار نفر رسيد كه حدود 5/2 برابر شد و با گسترش جمعيت و بالا رفتن حجم سفرهاي شهري و افزايش چشمگير خودرو و با توجه به مساحت محدود شهر ها و نظر به اينكه استاندارد لازم براي شهر سازي ها 25 الي 30 درصد از مساحت شهر بايد صرف معابر و خيابان ها شود اين استاندارد در ايران بين 14 تا 16 در صد مي باشد كه اين استاندارد در شهر تهران حدود 10 درصد مي باشد و در نقاط متراكم شهر 6تا 7 در صد مي باشد  كه برنامه ريزان را بر آن داشت كه به فكر راه حلي مناسب بيفتند كه پنج پيشنهاد ارائه شده

1)      توسعه حمل و نقل عمومي

2)      کاهش تقاضاي سفر

3)      انضباط ترافيکي

4)      اصلاح قوانين و مقررات

5)      فرهنگ آموزش و مديريت واحد

كه هريك را مي توان بحث هاي گوناگون نمود اما در بحث حمل و نقل ابتدا تعريف حمل و نقل

حمل و نقل:جا به جائي مردم و كالا بين دو نقطه

انواع حمل و نقل:

·          هوائي : از طريق هواپيما و بالگرد

·          دريايي: از طريق قايق ، كشتي و ناو

·          زميني: به دو صورت ريلي و جادهاي است كه ريلي به صورت قطار ، مترو و منو ريل و جادهاي از طرق خودرو صورت ميگيرد

بحث حمل و نقل عمومي اولين بار در سال 1906 به طور رسمي در اروپا مطرح گرديد و شهر هاي مانند آدلايد  در استراليا جنوبي ، بيلبائو در اسپانيا ،سانياگو در شيلي ، سائو پائولو در برزيل ، تسالو نيكي در يونان  جز شهر هاي هستند كه در حال حاضر از پيشرفت هاي قابل توجه اي در حملو نقل عمومي بر خورد هستند و از جديد ترين متد ها استفاده مي نمايند كه مي توانند الگوهاي مناسبي براي كشور هاي ديگر باشند در برنامه ريز در حمل و نقل شهري .

حمل و نقل شهري:جابه جائي مردم و كالا در بين نقاط شهري

انواع حمل و نقل شهري از نظر مالكيت:

·          دولتي

·          شخصي

انواع حمل و نقل از نظر نوع وسايط نقليه:

·          سواري به صورت خودروهاي كوچك و ون

·          اتوبوس ، ميني بوس

·          مترو يا قطار شهري

·          منو ريل يا قطار هوايي

علل استفاده از حمل و نقل عمومي:

·          جلوگيري از آلودگي هوا

·          جلوگيري از ترافيك

·          صرفه جويي در مصرف سوخت

·          صرفه جويي در وقت

حمل و نقل عمومي در شهر هاي بزرگي مانند تهران اگر بر طبق برنامه ريزي هاي دقيق و كاربردي پيش برود مثمر ثمر قرار خواهد گرفت در غير اينصورت با عث بروز مشكلات ديگري خواهد شد جهت پيشرفت و ترقي حمل و نقل عمومي با بحث رقابتي كردن انواع سيستم هاي حمل و نقل پيش آيد كه مردم در انتخاب انها قدرت انتخاب داشته باشند .

در بروز ترافيك ابزارهاي دخيل هستند كه يكي از اصلي ترين ابزارها سياست هاي كلي كشور ها كه قرار دادن چند اهرم مهم مانند اهرم اقتصادي سياسي اجتماعي و اهرمهاي ديگر در كنار هم در يك منطقه و يا شهر باعث بروز ترافيك مي گردد كه اهميت حمل و نقل عمومي در اين جا جلب توجه مي كند ديگر علت ترافيك  نداشتن  فرهنگ ترافيكي و اموزش هاي لازم در اين خصوص از مبادي زيربط. علت ديگر نداشتن قوانين و مقرارت مدون در اين خصوص و با استفاده از طرحهاي زود گذر مانند طرح ترافيك ، خط ويژه ، زوج و فرد كردن  تلاش در رفع وضع موجود در كوتاه مدت را دارد كه دردي را دوا نمي كند

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در دوشنبه هفدهم اسفند 1388  |
 حمل و نقل شهری

حمل و نقل شهری

با انقلاب صنعتي در سال 1960 و با توجه به پيشرفتهاي صنعتي و تكنولوژيكي در مباحث گوناگون علي الخصوص در  كشاورزي  باعث مهاجرت روستائيان به شهر ها و بالا رفتن جمعيت شهري گرديد  كه در اين سالها در صد رشد جمعيت ايران رشد  انفجاري با درصد 4/3 بوده كه در طول 20 سال از سال 1960 تا 1980 جمعيت ايران در حدود 2 برابر شد كه اين رشد نسبت به رشد  امكانات و زير ساختهاي  متناسب نبوده  و باعث بروز مشكلات عديده اي در سطح كشور شده كه با كمبود مسكن ، كمبود اماكن آموزشي ، آلودگي محيط زيست ، كمبود انرژي مشكل ترافيك و مشكلات ديگري كه هريك بحث هاي گوناگوني دارد اما اين رشد مختص ايران نمي شود و اگر با نگاهي به 200 سال اخير بياندازيم مي بينيم جمعيت جهان در اين 200 سال 6 برابر شده اما جمعيت شهر نشين جهان 85 برابر شده  

بحث حمل و نقل عمومي اولين بار در سال 1906 به طور رسمي در اروپا مطرح گرديد و شهر هاي مانند آدلايد  در استراليا جنوبي ، بيلبائو در اسپانيا ،سانياگو در شيلي ، سائو پائولو در برزيل ، نيكي در يونان  جز شهر هاي هستند كه در حال حاضر از پيشرفت هاي قابل توجه اي در حملو نقل عمومي بر خورد هستند و از جديد ترين متد ها استفاده مي نمايند كه مي توانند الگوهاي مناسبي براي كشور هاي ديگر باشند در برنامه ريز در حمل و نقل شهري و در ايران در سال 1927 بحث حمل و نقل عمومي در شهر ها مطرح گرديد .

حمل و نقل شهري

حمل و نقل به طور عام به معناي حركت و جابه جائي مردم و كالا بين نقاط مختلف داخل شهر و بين شهر است اما در اين جا بحث ما در باره حمل و نقل شهري مي باشد كه اين نوع حمل و نقل متاثر از   دو عامل اندازه و توسعه شهر و ساخت شهر است  كه انتخاب سيستم مطلوب حمل و نقل شهري با توجه به اين دو فاكتور صورت مي گيرد هزينه  حمل و نقل با توجه به مقدار  به وسيله مدلهاي از نظريه هاي ساختار شهري تعيين مي گردد كه مقدار و نرخ آن ثابت است كه  اين مورد مستلزم وجود سيستم هاي گوناگون حمل و نقل شهري است كه افراد استفاده كننده از اين نوع سيستم ها قدرت انتخاب داشته و حالت رقابت در بين اين سيستم ها به وجود آيد .

حمل و نقل شهري از دو بخش خصوصي و عمومي   به وجود مي آيد كه از تركيب اين دو بخش  حمل و نقل شهري به وجود مي آيد و يكي از اصلي ترين مشخصات حمل و نقل شهري  همين دو بخش است . كه مسئوليت و وظيفه بخش عمومي عرضه خدمات حمل و نقل شهري ،احداث خيابان ها ، بزرگراهها ، تونلها و پلها و نگهداري از آنها و ايجاد سيستم هاي حمل و نقل از قبيل اتوبوس راني ، مترو يا قطار شهري و منوريل يا ترن هوايي و وظيفه بخش خصوص تصميم گيري در خصوص استفاده از اين سيستم هاي حمل و نقل شهري است. بخش عمومي بايد زمينه هاي را فراهم كنند كه بخش خصوصي در خصوص استفاده از وسايل شخصي و عمومي از بْعد هزينه و اتلاف وقتي كه بايد در ترافيك و جوانب ديگر بايد صرف نمايد تا از وسايل عمومي استفاده شود.

ترافيك امروزه يكي از بزرگترين مشكلات كلانشهر هاست كه در ايران مشكل ترافيك در شهر تهران تقريباً به يك بحران تبديل شده است با توجه به اينكه جمعيت تهران با رشد چشمگير  روبرو بوده و تراكم جمعيت در تهران 7400 نفر در هر كيلومتر مربع   در جدول 34 صفحه 1363 از سال 1345 مورد ارزيابي قرار داده است كه در آن سال جمعيت تهران 2700000نفر بوده است و در سال 1355 تقريباً به 5 مليون نفر رسيده ودر سال 1366  جمعيت تهران به 6200000 نفر رسيده و در سال 1385 به 13000000 نفر رسيده و  با نگاه كلي جمعيت تهران تقريباً 5 برابر شده و تعداد تاكسي ها از سال 45 تا سال 85 از 8974 دستگاه به 43793 دستگاه رسيده كه اين رشد هم همگام با رشد جمعيت بوده و 5 برابر شده  و تعداد اتومبيل هاي شهري از 1442 دستگاه به 9468 دستگاه در سال 85 رسيده كه رشد 5/6 برابري داشته اما رشد اتومبيل هاي شخصي از 77420 دستگاه به 3600000 دستگاه رسيده  كه رشد 47 برابري داشته  كه اين امر خود باعث بالا رفتن تراكم ترافيك پائين آمدن سرانه معابر به حدود 5تا 7 درصد رسيده كه استاندارد سرانه معابر 30 الي 35 درصد مساحت يك شهر است  از آمار بررسي شده در طي دوره    1355 تا 1385 افزايش تعداد خودروي شخصي نسبت به وسايل حمل و نقل عمومي قابل مقايسه نمي باشد.

تقاضاي حمل و نقل شهري

اين مسئله از دو جنبه قابل بررسي مي باشد

1-جمعيت و عوامل موثر بر نسبت جمعيتي كه به صورت روزانه سفر مي كنند كه منظور تعداد  كل سفرهايي كه در يك شهر و در يك روز صورت مي پذيرد است

2-تصميم گيري درباره نوع سيستم حمل و نقل مورد تقاضاست كه به زبان ديگر تقاضا براي ثق هاي ديگر حمل و نقل است.

به طور كلي مصرف كنندگان سيستم هاي حمل و نقل با بررسي و مقايسه عواملي چون هزينه ، زمان رفت و آمد و كيفيت خدماتي وسايل نقليه  انواع مختلف سيستم هاي حمل و نقل را مورد ارزيابي قرار مي دهد و وسيله نقليه مورد تقاضاي خود را انتخاب مي نمايد.

بنابراين تعداد مسافراني كه هر يك از شق هاي حمل و نقل را انتخاب مي نمايند به مشخصات و خصوصيات تمام شق هاي حمل و نقل شهري بستگي دارد كه اين خصوصيات و مشخصات شامل :

1-هزينه:يكي از عوامل مهم در انتخاب سيتم هاي حمل و نقل است كه در شرايط يكسان مسافرين سيستم هاي حمل و نقلي را انتخاب مي كنند كه هزينه كمتر داشته باشد كه ملاك اين هزينه در حمل و نقل عمومي كرايه مقصد تا مبدا به تعداد ايستگاههي كه حركت مي نمايد و در وسايل نقليه شخصي  هزينه هاي شامل عملياتي كردن هزينه پاركينگ،بيمه ، عوارض، استهلاك را در نظر بگيرد براي مثال مصرف بنزين در شهر تهران به صورت روزانه 10200000 ليتر است كه از اين مقدار فقط 44 درصد ان صرف تردد مي گردد كه مقدار آن 5/4 ميليون ليتر است و بقيه يعني 56 در صد  ان صرف منتظر ماندن در ترافيك و يا به دنبال پاركينگ گشتن مي شود كه مقدار آن 5700000ليتر است كه هزينه بسياز زيادي صرف آن مي شود  و يا اينكه ميزان مواد آلاينده اي كه روزانه وارد هواي شهر تهران مي گردد 1192 تن است كه تقريبا600 تن آن در اثر استمصرف روزانه بنزين وارد هواي تهران مي گردد

2-مدت زمان لازم براي رسيدن به مقصد:از ديگر خصوصيات سيستم هاي حمل و نقل جهت تقاضا است كه اين زمان در سيستم هاي حمل و نقل عمومي شامل زمان انتظار در ايستگاه ها جهت رسيدن وسيله نقليه و تعويض خودرو در ايستگاهها بعدي و اين مدت زمان در وسايل شخصي شامل ترافيك ، زمان لازم جهت پارك خودرو، و به طور كلي حاصل جمع زمان استفاده شده جهت حركت از مبدا به محل پارك خودرو و زمان استفاده شده جهت رسيدن از محل پارك خودرو به محل كار است كه حاصل جمع اين دو فاكتور كل مدت زمان استفاده شده است .در شهر تهران ميزان زمان مفيد براي تردد خودروها به طور روزانه 5/19 ميليون ساعت است  حال اينكه كل مدت زمان مسافرتهاي شهري در تهران 5/44 ميليون ساعت است  25 مليون ساعت ان در ترافيك  و يا در جستجو پاركينگ صرف مي شود

3-كيفيت خدماتي سيستم هاي حمل و نقل: سومين مشخصه و خصوصيت سيستم هاي حمل و نقل جهت تقاضا كيفيت  اين سيستم ها از نظر خدمات است كه شامل پاكيزگي وسيله نقليه،شرايط هواي داخلي وسايل نقليه ، تعدا مسافران ، منظم بودن جد.ل برنامه هاي ساعات حركت از مبدا و يا ايستگاههاي بين راه و يكي از مزاياي مهم وسايل شخصي نسبت به وسايل حمل و نقل عمومي اختياري بودن زمان حركت است و عامل ديگر در كيفيت سيستم هاي حمل و نقل عمومي تاثير گذار است تعداد دفعاتي كه در هر ساعت از يك ايستگاه وسيله نقليه عمومي گذر مي كند.

تجربه استفاده از مدل جاذبه در ايران به سال 1365بر مي گردد در ان سال مهندسين مشاور سوفوتو با استفاده از مدل جاذبه در 120 حوزه شهر تهران پيش بيني كرده است كه در سالهاي 60تا 70 ترافيك شهر تهران به طرف منطقه مركزي شهر خوهد بود و در اين زمينه مطالعاتي ديگر هم صورت گرفته كه مي توان به كار مشترك اقايان زاهدي، توكل و زكايي آشتياني كه در منطقه زاينده رود اصفهان مدل جاذبه را بر آورد نمودند و يا خانم اناركي در پايان نامه دوره كارشناسي ارشد خود با استفاده از مدل جاذبه در مورد مناطق پنجگانه تهران ضريب اهميت متغيرهاي جاذبه و دافعه و فاصله را در جابه جائي كارمندان براي سال 63 بر اورد كرده است . در ايران اولين كوشش براي تخمين مدل تقاضاي نوع وسيله نقليه به وسيله خاتم اناركي انجام شده كه تقاضاي سفر را در اتوبوس و تاكسي به عنوان دو جايگزين وسايل حمل و نقل شخصي را بررسي نموده است كه سهم اتوبوس 34/0 و سهم تاكسي 44/0 است.

تراكم ترافيك

طبق بررسي هاي انجام شده در سال 1360 سطح معابر قابل استفاده در شهر تهران 31 كيلومتر مربع است كه اين مقدار 5/14 درصد از كل مساحت تهران است كه مقدار مطلوب اين عدد در شهر ها  بايد عددي حدود 30تا35 درصد  از مساحت يك شهر به معابر اختصاص يابد. كه اين نسبت در مناطق مركزي تهران  كمتر 5/14 در صد است كه باعث بالا رفتن تراكم ترافيك  مي شود .و اين سطح از معابر درسال 85 به 93 كيلومتر مربع رسيده كه با توجه به گشترش طولي و ارتفاعي شهر تهران  هنوز تقريبا 15 درصد مساحت شهر تهران را تشكيل مي دهد  كه فاطله زيادي با استانداردهاي جهاني دارد .

اقتصاد دانان شهري به مشكل ترافيك از اين جنبه نگاه مي كنند كه هزينه خصوصص رفت و آمد بين مبدا و مقصد در  شرايط تراكم ترافيك كمتر از هزينه اجتماعي اين حركت است بطور كلي هزينه هر سفر شامل هزينه پولي و هزينه زماني است كه هزينه زماني شامل كليه مدت زماني كه كه براي رسيدن به مقصد اتلاف شده كه اين اتلاف يا در ترافيك و يا در جستجو پاركينگ را شامل مي شود و هزينه پولي شامل عملياتي كردن ، عوارض ، بيمه ،هزينه پاركينگ و استهلاك خودرو را شامل مي شود كه در صورت بالا بودن تراكم ترافيك بر هزينه پولي و زماني به صورت پله اي افزوده مي شود.

دولت براي مبارزه با معضل و مشكل ترافيك مي تواند از دو نوع سيستم استفاده نمايد كه يك سيستم كوتاه مدت و يك سيستم بلند مدت است

1- سيستم كوتاه مدت:اين سيستم به كليه سياست هاي اجرا شده در يك مدت زماني كوتاه كه اعمال شود را مي گويند كه اين مدت زمان در يك بازه زماني 1 روز يا يك هفته و يا يكماهه است  كه خود سياست هاي كوتاه مدت به سه بخش تقسيم مي شود .

الف)سياست هاي كه باعث كنترل فيزيكي خيابانها مي شود مانند ايجاد طرح ترافيك در نقاطي كه تراكم ترافيك بالا است و در ساعت اوج ترافيك صورت بگيردد و يا اجراي طرح زوج فرد كردن خودروها كه اين سياست ها باعث كاهش 35 درصدي ورود وسايل شخصي به محدوده و باعث كاهش 30 درصدي حجم ترافيك مي گردد

ب)سياست هاي كه دارندگان وسايل نقليه شخصي را مجبور به تصميم گيري براي استفاده از وسايل نقليه خود را مي كند مثل بالا بردن نزخ ماليات بنزين و..

ج)مبارزه با مشكل تراكم ترافيك با تعيين بها و هزينه اي جهت عبور از خيابان ها و اتوبان ها.

و راههاي ديگري كه براي مبارزه با مشكل تراكم ترافيك پيشنهاد  مي شود مثل يك طرفه كردن خيابان ها و يا تنظيم چراغ هاي راهنمايي و رانندگي به منظور حركت مداوم ترافيكو يا  تنظيم ساعت كار ادارت و  مدارس و يا انجام كار اداري مانند پرداخت قبوض توسط پست و تلفن و اينترنت  و يا برنامه ريزي در خصوص تحويل كالا در ساعت خارج از نقطه اوج ترافيك  به مراكز خريد.

2-سياست هاي بلند مدت براي مبارزه با مشكل ترافيك مثل ساختن اتوبان و بزرگراهها و يا عريض كردن خيابان ها و يا توسعه سيستم هاي حمل و نقل از قبيل اتوبوس و مترو.

سيستم هاي حمل و نقل  عمومي

علت عمده به وجود امدن ترافيك در شهرهاي بزرگ و علي الخصوص شهر تهران وجود وسائل شخصي است كه باعث بروز ترافيك مي گردد و بهترين و مهمترين عامل استفاده از سيستم حمل و نقل عمومي است كه  شامل اتوبوس ، تاكسي و مترو مي شود در حال حاضر تعداد استفاده كنندگان از وسايل حمل و نقل عمومي در كلانشهري مثل تهران كه روزانه 14 ميليون سفر در آن صورت ميگيرد  شهم حمل و نقل عمومي از اين تعداد 46 درصداست و عامل بالا رفتن اين عدد ابتدا توسعه ناوگان حمل و نقل عمومي را مستلزم است و دوم  فرهنگ سازي در بين مردم به جهت استفاده از سيستم هاي حمل و نقل عمومي  است.

براي انتخاب بهترين سيستم حمل و نقل بايد عواملي چون وسعت شهر ، شكل شهر سازي و شبكه راههاي شهر ها را مد نظر قرار داد براي شهرهاي با وسعت كم مطلوبترين سيستم حمل و نقل اتوبوس و تاكسي است و براي شهرهاي با وسعت زياد تلفيق سيستم حمل و نقل شخصي و مترو اپيشنهاد مي گردد.

براي تصميم گيري قطعي در مورد سيستم هاي حمل و نقل عمومي بايد عوامل اقتصادي  و اجتماعي آينده شهر و يا كارائي سيستم هاي حمل و نقل و مشكلات اجراي هر نوع طرحي و هزينه اي آن را در نظر گرفت . براي ارزيابي كارائي سيستم هاي حمل و نقل سه عامل جمع اوري مسافرين ،مسير حركت و توزيع مسافرين را بايد مد نظر قرار داد وسايل شخصي به نسبت وسايل حمل و نقل عمومي در سطح بالاتري قرار دارند.

و علت استفاده مردم از وسايل نقليه عمومي نسبت به وسايل نقليه شخصي چهار عامل ذيل است

·        جلوگيري از آلودگي هوا

·        جلوگيري از ترافيك

·        صرفه جويي در مصرف سوخت

·        صرفه جويي در وقت

و در پايان 5 راهكار حل مشكل ترافيك در شهر هاي بزرگ را به اين صورت ارائه مي دهيم

1)  توسعه حمل و نقل عمومي

2)  کاهش تقاضاي سفر

3)  انضباط ترافيکي

4)  اصلاح قوانين و مقررات

5)  فرهنگ آموزش و مديريت واحد

 

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در دوشنبه هفدهم اسفند 1388  |
 روستای عبدیا یکی دیگر از روستاهای حاشیه کویر دامغان

روستای عبدیا یکی دیگر از روستاهای حاشیه کویر دامغان

اطلاعات کلی

38 نفر 21نفر مرد و 17 نفر زن

تعداد باسودان

عبدیا

نام رسمی :

فارسی

زبان‌های گفتاری

ایران

کشور :

شیعه

مذهب

سمنان

استان :

گرم و خشک

آب وهوا

دامغان

شهرستان :

کشاورزی و دامداری

منابع اقتصادی

بخش مرکزی شهرستان دامغان

بخش :

قنات ،چاه عمیق و نیمه عمیق و آب سد

منابع آب

حومه دامغان

دهستان :

11 کیلومتر

فاصله تا شهر دامغان

عبدیا

نام محلی :

54 درجه و 23 دقیقه

طول جغرافیایی

ابکیان اودیا عديا  عبدکیان  عودیان

نام‌های قدیمی :

36 درجه و 4 دقیقه

عرض جغرافیایی

60 نفر20   خانوار

جمعیت

1080 متر

ارتفاع از سطح دریا

30 نفر زن و 30 نفر مرد

تفکیک جنسی جمعیت

210 میلیمتر در سال(میانگین 5 سال اخیر)

متوسط بارش باران سالانه

22نفر 9 نفر مرد و 13 نفر زن

تعداد بی سودان

 

موقعیت روستای عبدیاء

یکی از روستاهای شهرستان دامغان در استان سمنان است. این روستا در دهستان حومه دامغان در بخش مرکزی شهرستان دامغان جای دارد. روستای عبدیاء در 11 کیلومتری جنوب دامغان و در مسیر جاده دامغان  اصفهان واقع شده است عبديا از شمال با روستاي محمد آباد و از شرق با روستاي بهاباد و از جنوب با دشت کوير و از شرق با روستاي کلاء همسايه است ارتفاع متوسط روستا از سطح دریا 1080 متر و روستا در طول جغرافیایی 54 درجه و 23 دقیقه و عرض 36 درجه و 4 دقیقه قرار دارد.

اقلیم  روستای عبدیاء

آب و هواي اين روستا به علت قرار گرفتن در دشت کوير و دوري از منابع رطوبت گرم و خشک است. و بيشتر اوقات بادهايي گرم و خشک به اين روستا مي وزد

تاریخچه و وجه تسمیه نام  روستای عبدیاء

به گفته برخی نام قديم اين روستا ابکيان بوده است. ابکيان نام پسر يکي از پادشاهان هخامنشي است.که سال ها قبل بر دامغان حکمراني مي کرد. اين پادشاه هخامنشي 12 پسر داشت که به هر يک از آنان سرزميني را داده بود که ورکيان ـ خورزان ـ وامرزان ـ مايان ـ ابکيان و چند روستاي ديگر جزء آنهاست. پس از گذشت سالها نام اين روستا را از ابکيان به عديا(odia)تغيير نام دادند.ولي به دليل سخت بودن تلفظ اين اسم نامش را دوباره تغيير دادند و عبدياء امروزي گذاشتند و برخی دیگر ، قدمت این روستا را به کیانیان نسبت داده اند و درخصوص وجه تسمیه آن اینگونه بیان می کنند که در زمان کیانیان برخی از بزرگان و ثروتمندان این خاندان جهت شکار و تفریح به این مناطق سفر می کردند. بزرگان کیانی همگی در روستای "ورکیان" و غلامان و بندگانشان در مکان فعلی روستا که به اسم "عبدکیان" معروف بوده است ، اقامت می گزیدند که این نام با گذشت زمان به عبدیاء تغییر یافته است. نقل دیگری که در بین اهالی پیرامون وجه تسمیه روستای عبدیاء وجود دارد این گونه می باشد که آنان نام اصلی این روستا را "عودیان" عنوان نموده که هنوز یک طایفه ای با همین نام در سمنان ساکن هستند و آنها را احتمالاً از اهالی این روستا می دانند.

مردم شناسی و اعتقادات اهالی روستای عبدیاء

اهالی این روستای کوچک با توجه به همسایگی با کویر مردمانی سخت کوش و با همت هستند و از حداکثر توان خود برای غلبه بر مشکلات کویر استفاده می کنند و هر ساله بخشی از زمین های بایر را به زیر کشت محصولات کشاورزی می برند. اهالی عبدیاء مردمی بسیار مذهبی هستند که این گرایش های مذهبی را از گذشته های دور تاکنون حفظ نموده اند. به گفته برخی از ریش سفیدان روستا در زمان رژیم طاغوت ، هر کسی از اهالی یا اشخاص دیگر که به استخدام دولت درمی آمد او را تحریم می کردند و به خانه اش نمی رفتند و پولی را که از این راه کسب می کرد حرام دانسته و از ارتباط مالی با وی پرهیز داشتند. در گذشته مردان روستای "عبدیا" ، "عبا" بر تن می کردند و هنوز هم بزرگان و پیران بر این سنت پایبند می باشند. همچنین چند نفر از اهالی همین روستا در حوزه علمیه قم شاگرد اساتید برجسته ای بوده اند و تاکنون نیز در لباس مقدس روحانیت به تحصیل و تدریس مشغولند.  مردمی ساده دل و خوش برخورد هستند و مهمان را گرامی می دارند. لهجه آنان همان لهجه دامغانی است که البته سالخوردگان روستا با لهجه اصیل تر سخن می گویند. هنوز هم در خانه های این روستا نان لواش و نان های محلی پخت می شود.

منابع اقتصادی و اشتغال ساکنان روستای عبدیاء

این روستا با بهره گیری از آب چندین چاه عمیق و نیمه عمیق و آب حاصل از تنها قنات این روستا و بهره برداری از آب تجمیع شده در فصل سرد سال در پشت سد روستا  اقلب به شغل کشاورزی مشغولند که از مهمترین محصولات آنها در بخش باغات انگور و پسته و در بخش  کشت دیم و آبی به کشت غلات پنبه حبوبات و... مشغولند در کنار بخش کشاورزی مردم روستا با احداث چندین دامداری صنعتی و سنتی و پرورش گاو گوسفند و بز امرا معاش می نمایند.

جاذبه های گردشگری روستای عبدیا

تپه غارغاری: این تپه کوچک در جنوب غربی روستا و در خارج از زمین های کشاورزی عبدیاء قرار دارد و اهمیت این تپه از آن جهت می باشد که اطرافش را خاک رس فرا گرفته ولی بر روی تپه چند تخته سنگ که از ساروج درست شده اند و بسیار بزرگ و قطور می باشند به چشم می خورد و درست در زیر این تخته سنگ ها تپه ای از خاک رس موجود است. و به نظر می رسد شاید پی و پایه یک بنا بوده و چون در داخل این تپه و در بین تخته سنگ ها حفره های کوچکی به شکل غار توسط باران و همچنین افرادی که به امید یافتن گنج آن را حفاری نمودند ، به وجود آمده است به تپه غارغاری مشهور می باشد. در قسمت شمالی و شمال غربی این تپه خاکریزی وجود دارد که توسط شن و ساروج احداث شده و مستحکم می باشد آرتفاع آن بین 1 تا 2.5 متر و شکل این دیواره نامنظم است و در بعضی از قسمت ها اثری از دیواره وجود ندارد و 5 تا 6 متر آن طرف تر دوباره امتداد یافته و طول آن در حدود 500 تا 800 متر است. برخی از اهالی روستا بر این اعتقادند که اینجا ممکن است ساحل دریا در گذشته های دور باشد البته این گمانه زنی احتیاج به تحقیق و کاوش بیشتری دارد

سد عبدیاء: این سد جهت جمع آوری سیلاب و آب باران و به صورت خاکریزی بلند با ارتفاع حدود 3 متر ساخته شده که آب های سرازیر شده از سمت شمال شهر دامغان در آن ذخیره می گردد. دو رودخانه فصلی نیز آب این سد را تامین می کند. و حتی در ایام زمستان آب در دریاچه سد یخ می زند به گونه ای که می توان بر روی آن حرکت کرد. در فصل بهار زمانی که آب در پشت سد جمع می شود شما می توانید شاهد مناظر زیبایی از تنوع گیاهی و استراحت پرندگان مهاجر در بخش هایی از دریاچه این سد باشید.   هنگامی که بر روی تاج سد قدم می زنید در قسمت جنوبی آن تا چشم کار می کند کویر خشک و بی آب و علف را خواهید دید اما هنگامی که به بخش شمالی سد نگاه کنید گیاهان زیبایی را تماشا می کنید که به واسطه وجود آب طراوت خاصی را به ساحل کویر بخشیده اند

پتانسیلها و استعداد ها روستای عبدیاء

با توجه به قرار گیری در مسیر دامغان اصفهان و شاهراه شمال جنوب قابلیت ایجاد فضای رفاهی  جهت مسافران این مسیر را دارا می باشد و از لحاظ کشاورزی اعم از آب و خاک منحصر به فرد آن در خصوص کشت پسته به عنوان یک کالا صادراتی قادر خواهد بود اقتصاد منطقه را با یک سرمایه گذاری چند ساله دگرگون نماید.

منابع و ماخذ:

1)      درگاه ملی آمار.

2)      ‎‎لغتنامه علامه دهخدا

3)      فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در دوشنبه هفدهم اسفند 1388  |
 چشمه علی دامغان

چگونگي وتأثير منقطه چشمه علي دامغان در اقتصاد شهرستان دامغان در بخشهاي كشاورزي (زراعت،باغداري،پرورش آبزيان)،جذب توريسم به منطقه،وتأثير آن در اقليم و ذخائر آبي منطقه.

موقعيت جغرافيايي چشمه علي

مشاهده ميداني رود چشمه علي ونحوه كاربرد و استفاده از آب آن در كشاورزي

چشمه علي دامغان و تأثير آن در گردشگري وجذب توريسم به اين ناحيه

سوالات ويژه:

1-آيا اب چشمه علي مي تواند به روشهاي بهتري در اقتصاد اين منطقه تأثير گذار باشد؟

2-آيا منطقه ييلاقي و تفريحي چشمه علي بر گردشگري در شهرستان دامغان موثر واقع ميشود؟

اهداف طرح :

الف:هدف عام :شناخت آب چشمه علي و تاثير آن بر منطقه از نظر توليدات محصولات كشاورزي(اعم از كاشت غلات و آبياري باغات و توليد محصولات دامي كه خود زيرمجموعه كشاورزي است).

ب: اهداف خاص :تأثير اين منطقه تاريخي، فرهنگي، ييلاقي، تفريحي در صنعت گردشگري و تأثيرات آن از نظر اقتصادي.

بيان مسئله:

چگونگي وتأثير منقطه چشمه علي دامغان در اقتصاد شهرستان دامغان در بخشهاي كشاورزي (زراعت،باغداري،پرورش آبزيان)،جذب توريسم به منطقه،وتأثير آن در اقليم و ذخائر آبي منطقه.

پيشينه تحقيق:

در خصوص موضوع انتخابي به صورت تخصصي تا كنون مطلبي ارائه نگرديد.

موقعیت جغرافیایی چشمه علی:

چشمه علی که نام اصلی آن بنا به نوشته مورخین علی بولاغ است در شمال غربی دامغان و در مسیر راه دامغان ـ کیاسر ـ ساری از يك سو و از سوي ديگر به گلوگاه در استان مازندران و به فاصله 32 کیلومتری از دامغان قرار گرفته است. در اطراف آن باغات و کوه های زیبا و سرسبزی وجود دارد که از آب چشمه علی آبیاری می شود. این چشمه از لحاظ تقسیمات جغرافیایی در حوزه شهر ديباج  قرار دارد.

پيشينه تاريخي

اين چشمه از قديم الايام در اين منطقه وجود داشته اما ساخت عمارتهاي تاريخي وتبديل

آن به منطقه تفريحي را به دوره قاجار نسبت داده ميشود  كه دارای دو دریاچه می باشد که اولی در شمال و دیگری در جنوب عمارت فتحعلی شاه قرار دارد. دریاچه شمالی بر تپه خاکی هموار با سنگ و شن متصل است که قسمت اعظم آب چشمه از این قسمت خارج می شود.

 در قسمت جنوبی مجموعه چشمه علی ساختمانی قرار دارد که توسط آغامحمد خان قاجار ساخته شده است. درسمت شمالی و در داخل درياچه به فاصله قريب پانصد متر از تپه های آبده، ساختمانی است دو طبقه و دارای ايوان محصور در آب که توسط فتحعلی شاه قاجار ساخته شده است. طبقه فوقانی و تحتانی از دو طرف باز است و هر کس در آن بنشيند دو طرف درياچه را می تواند مشاهده نمايد.

 پس از ساخت عمارت فوق ، مسجدی در جوار آن ، با طاق رومی ساخته شد که تا چندین سال قبل آثاری از آن مشاهده می شد. فتحعلی شاه در آن زمان دستور داد وقف نامه ای را برای چشمه علی بر دو سنگ حک و در مسجد نصب نمایند ولی به دلیل عدم کارایی و مخروبه شدن مسجد ، آثار باقیمانده تخریب و مجدداً در همان محل مسجدی زیبا احداث گردید.

چشمه علی علاوه بر مناظر و طبیعت زیبایش ، منبع تامین کننده آب شهرستان دامغان محسوب می شود و مهمتر آنکه آن را به حضرت علی (ع) نسبت داده اند و قطعه سنگی که روی آن منقوش است مورد توجه بازدیدکنندگان بوده است البته در حال حاضر اثری از آن سنگ نیست. این چشمه در سال 1217 هجری قمری وقف امام زمان (عج) شده است. در هر صورت چشمه علی علاوه بر مکانی توریستی محلی مذهبی و مورد احترام مردم می باشد

مولف مرآت البلدان نويسد: «چشمه اي است در چهارفرسخي شهردامغان که آبش از سمت شمال شهر بسمت جنوب جاري است و با آبهاي ديگر که ضميمه آن ميشود بطرف شهر دامغان مي آيد و دهات و قريه هاي متعدد را در بين راه و حوالي دامغان مشروب ميکند. اين چشمه مابين مغرب و جنوب واز پاي تپه خاکي جاريست و در مخرج آب تخت کوچکي ساخته و سنگي بر آن نصب کرده اند که گودي و عمقي دارد ومردم را عقيده اين است که آن گودي جاي سم اسب حضرت امير المومنين علي بن ابيطالب عليه السلام ميباشد و آب در آن گودي ريخته جهت کسب ميامن و درک حوايج و استشفا مي آشامند. خاقان مغفور فتحعلي شاه در سنه يکهزار و دويست و هفده که از تهران عزيمت ماوراءالنهر نمود، بر سر اين چشمه منزل کرده امر فرمود در سمت غربي چشمه عمارتي عالي بنا کنند. اين عمارت عبارت است از تالار و در جنبين آن اطاقهاي متعدد بطرح و طرز خوش ساخته شده و آب چشمه از دو سمت عمارت جاري است و عمارت را از حياط جدا ميکند و راه عمارت فقط دو پل چوبي ميباشد. در سمت جنوبي حياط مسجدي بنا کرده اند و در جنبين محراب مسجد تاريخ بنا و تعمير بر روي دو سنگ رسم شده است . عرض و طول مسجد دو طاق ميباشد. در حياط ديگر که در سمت مشرق و محاذي و مقابل عمارت بالا سمت تالاري بلند و سردري عالي ساخته شده که از يک طرف منظر آن باغ و درياچه است و از جهت ديگر بصحرا و مجراي خروج آب چشمه نظر دارد و تاريخ بناي عمارت بنظم و نثر در دو سنگ منقور و مرتسم شده و در دو سمت تالار نصب است ، چنانکه عين عبارت آن در ذيل بيايد. در محاذي فوران آب حوضي بزرگ است پر از آب چشمه که باصفا و لطافت جاري است و قسمي ماهي با خالهاي سياه در اين آبست که اهالي صيد آنها را خوب نميدانند و از اين جهت دوام کرده خيلي بزرگ شده اند. اطراف حوض درختهاي بيد و صنوبر و چنار و غيره است که همه قوي و به هر جانب سايه افکن است . عمارت چشمه علي را مرحوم ميرزا محمدخان سپهسالار اعظم به امر همايوني تعمير کرده و در سفر خسرواني به زيارت مشهد مقدس و سرکشي به مملکت خراسان که در ذيحجه سال هزار ودويست وهشتاد و سه هجري شروع شد، نگارنده نيز بشرف التزام رکاب مستسعد مي بود و اين جمله را براي العين ديد و چون چشمه علي مضرب خيام پادشاهي شد جهت مکانت و نيکويي آب و هواي آن ، امر همايون شرف نفاذ يافت که در کنار چشمه تخت و عمارتي بنا کنند و تا اوان معاودت آن را به انجام رسانند. آب چشمه علي در سفر مزبور که مقارن اواخر بهار بود زياده از بيست سنگ به نظر مي آمد. شرح چشمه علي و ورود موکب اعلي بدين ساحت دلگشا در سفرنامه خراسان مسطور است و صورت وقفنامه عمارت چشمه علي و تاريخ بنا از قرار ذيل است . سپس مولف مزبور شرح وقفنامه را نگاشته آنگاه ماده تاريخي را که مرحوم ميرزا صادق وقايعنگار متخلص به هما سروده است مينويسد که بيت آخر آن چنين است:                                                       
جست اتمام و رقم زد بهر تاريخشهما                
اين بنا قصر جنان و اين چشمه آب سلسبيل                               .
و بعد ماده تاريخ بناي مسجد را نيز آورده است که بدين شعر ختم ميشود:
غرض چون شد تمام از بهر تاريخش هماگفتا                                       
ز امر قبله عالم بناشد کعبه ديگر              
سپس مولف مرآت البلدان چنين مينويسد                           :
اما تواريخ قديمه که متعلق به چشمه علي دامغان است از قرار ذيل ميباشد: ديودر مورخ مشهور گويد اسکندربزرگ  وقتي که به قومس رسيد اين ناحيه را چنان آباد و معمور و پرنعمت و با علوفه و آذوقه فراوان ديد که قصد کرد چندي عساکر خود را که بي نهايت خسته و کسل بودند در آنجا آسايش و راحت دهد. پس از چند روز اقامت در قومس و رفع خستگي قشون به سمت هيرکاني (جرجان ) حرکت کرد و اولين منزل او بعد از طي چهار فرسخ راه دامنه کوهي بود در دهنه دره که رودخانه معتبري موسوم به «استي بوئت » از آن جريان داشت و وضع جريانش به اين طريق بود که چون از چشمه بيرون مي آمد تقريباً تا ششصد ذرع بخط مستقيم روان بود و بعد به کوه کوچک سنگي که به تپه شبيه تربود برميخورد و از آن جا تغييري در جريان آن حاصل مي شد و چون از ميان دره سنگي عبور ميکرد و از دره خارج مي شد به جلگه ميرسيد و صحراي هيکاتم پيل را مشروب مي کرد (هيکاتم پيل اسمي است که يونانيها شهر قومس را بدين اسم ميناميده اند و معني آن شهر صددروازه است ). پوليب مورخ که در 206 ق.م . متولد شده و هشتاد و دو سال عمر کرده چنين مي نويسد که آنتيوکوس سيم که يکي از سلاطين سلوسي بود وقتي که از عقب ارتبان (اردوان ) اول پادشاه اشکاني بطرف مازندران ميرفت چندي در هيکاتم پيل (قومس ) توقف کرد و بعد در دامنه کوه لبوتا که اول منزل او بجانب مازندران بود رسيد و کنار چشمه ))استي بوئت (( که از کوه لبو تا بيرون مي آمد دومين منزل او شد و از آنجا به سيرنکس (ساري ) رفت و شکست فاحشي به قشون اردوان وارد آورد».

به هر حال اين چشمه در 35 کيلومتري شمال دامغان قرار دارد و در گذشته وحال يکي از نقاط پر جاذبه بوده است. اين محل باصفا در قديم گردشگاه فرمانروايان و سلاطين بود، به طوري که پادشاهان اوليه ايل قاجار علاوه بر توجه به شهر دامغان، چشمه علي را نيز مورد توجه قرار دادند. به همين جهت، آغا‌محمدخان و فتحعلي‌شاه قاجار در محل چشمه، ساختمان‌هايي زيبا بنا کردند                       
بناي چشمه علي شامل دو قسمت است يکي عمارت قراولخانه که بنايي خشتي است و معماري صفوي دارد و در زمان آغا محمدخان قاجار مورد استفاده قرار مي‌‌گرفت و ديگري بنايي دو طبقه و اجري است که شالوده سنگي دارد و در داخل يک درياچه طبيعي قرار گرفته است. اين بنا مربوطه به دوره فتحعلي شاه است. اين پادشاه که در دامغان متولد شده بود، هر ساله ايامي را به عنوان تعطيلات در کنار اين چشمه ميگذراند.

چشمه علی مهم‌ترین تفریحگاه شهر دامغان در استان سمنان است.

مجموعه چشمه علی که یک فضای محصور شده برای تفریح تابستانی شاهان قاجار بوده است. این مجموعه از دو بخش قراول‌خانه و سازه درون آب تشکیل شده است. دیرینگی سازه‌های درون مجموعه به روزگار صفویان می‌رسد اما کاربری تفریحی آن بیشتر در روزگار قاجار بوده است.

سازه درون آب استخر قرار دارد که نشیمن گاه شاهان قاجار بوده‌است. این مجموعه دارای گرمابه و مسجد هم بوده که اکنون ویران شده اند. چشمه علی دامغان یکی از خوش آب‌و‌هواترین تابستانگاه‌های ایران است. در زمان‌های گذشته به این چشمه «هزارچشمه» یا «عالی بولاغ» می‌گفتند.

در جلسهٔ هیئت وزیران در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ که در سمنان برگزار شد، این منطقه به استناد مادهٔ ۸ قانون تشکیل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، به‌عنوان منطقه نمونه گردشگری ملی تعیین شد

مشاهده ميداني رودخانه چشمه علي و نحوه استفاده آن در كشاورزي:

با نگرشي طبيعي به رودي كه از چشمه علي جاري ميشود و زمينهاي  روستاهاي پائين دست خود از جمله روستاي آستانه وآهوانو ر باغات را در اين روستاها آبياري مينمايد و با توجهي دقيقتر به شيوه كشاورزي سنتي در اين روستاها ميتوان در يافت كه آب زيادي در اين نوع آبياري هدر رفته  و با شيوه هاي جديد و درست آبياري از جمله باراني و قطره اي هم در مصرف آب صرفه جوئي كرد وهم زمينهاي زيادتري را نسبت به قبل زير كشت برد  و با استفاده از اين نوع آبياريها ميتوان ميزان توليد محصولات را چند برابر نمود كه از نظر اقتصادي تأثير بسزائي دارد.

حال پس از اينكه اين رود به مسير خود به پائين دست ادامه ميدهد به سد شهيد شاه چراغي ميرسد اين سد در 15 كيلومتري تقريبي دامغان قرار دارد.

در حال حاضر اين سد توانسته است در زمستان و در تمام فصول سال آب اين رود را در خود ذخيره كرده و از لحاظ تفريحي هم به عنوان يكي ديگر از مناطق تفرجگاهي شهرستان دامغان در آيد لازم به ذكر است  كه موجودات آبزي  ازجمله انواع ماهيهاي خوراكي نيز در اين سد به طور طبيعي پرورش يافته كه همين امر باعث گرديده تا به دليل صيد بي رويه توسط مردم اين سد از مناطق حفاظت شده توسط محيط زيست اعلام گرديده و هرگونه صيدي در آن غير قانوني اعلام گردد كه همين  پرورش ماهي و استفاده بهينه و كاملتر از آب جهت پرورش ماهيان سرد آبي از جمله قزل آلا شود كه از نظر اقتصادي نيز مي تواند در سطح كلان تأثير  زيادي در اقتصاد و استفاده از منابع  طبيعي و خدادادي و همچنين عرضه گوشت ماهي در سبد خانوار مردم شهرستان و مناطق اطراف را فراهم نمايد.ضمناَ وجود اين سد توانسته است تا حدي در اقليم گرم وخشك اين شهرستان تاثير گذار باشد و همچنين ذخيره آب كشاورزي را براي سالهاي كم بارش و خشك فراهم نمايد         

       

چشمه علي دامغان و تأثير آن در گردشگري وجذب توريسم به اين ناحيه:

حال همچنان كه قبلا اشاره گرديد اين منطقه در استان سمنان كه استاني كويري با هواي كاملاَ گرم وخشك است  داراي آب و هوايي متفاوت بوده  كه خصوصيت تاريخي بودن آن نيز باعث آن شده تا اين  منطقه به صورت ناحيه اي گردشگري و تفريحي در آيد .

وقتي در فصل گرم تابستان به اين منطقه سفر مي كنيم شاهد مراجعه مسافران زيادي از سراسر كشور بالاخص استانهاي همجوار مازندران، گلستان و خراسان به اين منطقه ميباشيم شايد كه اين مردم به خاطر احترامي كه براي اين چشمه و آب آن قائلند وآن را منتصب به حضرت علي(ع) ميدانند به اين نقطه سفر ميكنند يا شايد هدفشان تاريخي بودن و يا خوش اب و هوا بودن اين نقطه ميباشد.

چرا كه معماري خاص به كار رفته در عمارت اين بنا كه سالهاست داخل آب قرار دارد و هنوز پا برجاست عزم هر بيننده را براي ديدن اين منطقه جذب ميكند.

كه اين امر خود ميتواند در منطقه ايجاد اشتغال از جمله مشاغل خدماتي، رفاهي ، تأسيس هتل مهمانداري و در زمينه صنايع دستي نيز ايجاد اشتغال نمايد كه اين خود نياز به كاربرد مديريت صحيح و مدرن در منطقه دارد

نتيجه

با مديريت صحيح و آموزش كشاورزان بومي در جهت استفاده و بكارگيري از تكنولوژي وسيستمهاي جديد آبياري تحت فشار، قطره اي وباراني اولاًهم ميتوان كيفيّت وكميّت محصولات كشاورزي را بالا برد ودومِِاً اراضي زيادتري را نسبت به اراضي كنوني زير كشت برد ثالثاً در اسفاده بهينه از اين آب در سد ميتوان در صنعت پرورش ماهي اشتغال زائي نمود و هم آب ذخيره شده در سد را براي ايّام خشكسالي و اراضي پائين دست استفاده نمود.

از نظر گردشگري وتأثير آن بر اقتصاد منطقه نيز امكان دارد در صورت پياده نمودن مديريت به روز و صحيح وقوي در زمينه هاي خدماتي، رفاهي ، مهمانداري، رستوران، پمپ بنزين وتعميرگاه و....كه همين مورد ميتواند اشتغال خوبي در اين ناحيه براي جوانان فراهم آورده كه بدون شك در اقتصاد منطقه تأ ثير بسزائي خواهد داشت.   

 چكيده:

منطقه گردشگري و تفريحي چشمه علي شهرستان دامغان واقع در 32 كيلومتري مركز شهرستان در جهت شمال در محل سه راه دامغان – ديباج – كياسر واقع شده است و علاوه بر به وجود اوردن منطقه گردشگري و تفريحي و با داشتن اماكن تاريخي مربوط به دوره قاجاريه باعث جذب گردشگران گرديده و در آيند با برنامه ريزي هاي دقيق مي گردد با استحصال آب آن كه باعث رونق كشاورزي گرديده كه در روستاهاي بالا دست همچون آهوانو ، آستانه باعث رونق باغداري و در مناطق پائين دست باعث كشت غلات، صيفي جات و باغداري(پسته ) گرديده است  و با توجه به اينكه در سالهاي اخير در فاصله 15 كيلومتري از شهر دامغان بر روي روخانه چشمه علي سد مخزني شني با هسته رسي زده شده است كه علاوه بر جلوگيري از هدر رفت آب سيلابهاي كه در فصل زمستان جاري مي شود كه موجب ايراد خسارات بسيار زيادي به بخش كشاورزي و ديگر بخش ها وارد مي كند و سپس به مناطق كويري و نمكزار جنوب دامغان سرازير مي شود كه به دليل شوري غير قابل استفاده مي گردد جلوگيري نموده از نوسانات شديد آب در فصل تابستان كه كشاورزان را دچار مشكل نموده است و جداي از آن سد شهيد شاهچراغي از نظر منطقه گردشگري و پروش ماهي و ديگر آبزيان نقش مهمي در اين شهرستان  را به عهده داردو ضمناً از اين آب جهت مصارف شهري به صورت 40درصد استاده مي گردد كه در آينده نزديك اين عدد به 100 درصد مي رسد كه باعث بهبود آب آشاميدني مردم منطقه مي گرددمأخذ

1-مشاهده ميداني

2-استفاده از اطلاعات موجود در اينترنت وسايتهاي ميراث فرهنگي استان سمنان ودامغان نيوز و...

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در دوشنبه هفدهم اسفند 1388  |
 چهار مکتب ماندگار در جغرافیا

چهار مکتب ماندگار در جغرافیا

1-تفاوت هاي مکاني
  
ديدگاه سنتي جغرافيا، به مدت 2000 سال به عنوان يک موضوع آکادميکي مورد بحث بوده است تفاوتهاي مکاني که در همه دوره هاي تاريخ علم جغرافيا موردتاکيد بود، در قرن 19 با ظهور عصر اکتشافات بزرگ جغرافيايي و تاسيس موسسات جغرافيايي در پاريس، لندن، برلن، نيويورک و مسکو اعتبار بيشتري مي يابد. هارتشورن (R.Hartshorne) جغرافي دان معروف امريکايي، در اين مورد چنين مي گويد: جغرافيا تعبير و تفسير منطقي، کامل و نظام پذير مشخصات متفاوت سطح سياره زمين است. هارتشورن اضافه مي کند که جغرافي دانان اساسا با شاخت ناحيه و تفاوت هاي ناحيه اي_ مکاني سروکار دارند.
  
برخي از جغرافي دانان، تلاش مي کنند تا به صورت منطقي با يک سلسله از پيش فرض ها، آشنا گردند در اينجا جغرافي دانان برآنچه که بايد باشد تاکيد بيشتري مي کنند تا به آنچه که فعلا وجوددارد.
  
2-مکتب چشم انداز
  
اين مکتب ابتدا در آلمان پايه گذاري شد. عده اي از جغرافي دانان، مفهوم چشم انداز را به عنوان ناحيه ويژه با مرزهاي معين مي نگرند.
  
کارل ساور (Carl Sauer) در مکتب چشم انداز به دو نوع چشم انداز معتقد است:
1--چشم انداز طبيعي که بدون مداخله انسان به وجود آمده است.
2--چشم انداز فرهنگي که به وسيله انسان سامان يافته است.
  
به نظرکارل ساور، انسان خود يک عامل مورفولوژيکي محسوب مي شود. مکتب چشم انداز به ويژه در شاخه جغرافياي انساني، گاهي به عنوان مکتب برکلي (Berkeley) که گروهي از همفکران کارل ساور را در گروه جغرافياي دانشگاه برکلي امريکا گردآورده است خوانده ميشود.
3-مکتب اکولوژيکي
  
ساليان درازي است که جغرافيا به عنوان علم روابط ميان زمين و انسان، در دانشگاهها و مدارس سراسر جهان معرفي مي شود. مکتب اکولوژي در همه مراکز علمي جهان بزرگاني داشته است که از آن ميان مي توان از فردريک راتزل (Friedrich Ratzel) در آلمان و يدال دوبلاش (Vidal de la Blache) در فرانسه و الن سمپل (Ellen Sample) در امريکا نام برد. اين مکتب گاهي به عنوان مکتب محيطي نيز خوانده مي شود،زيرا در اين مکتب تاکيد بيشتر در زمينه اثرات محيط جغرافيايي مطرح مي گردد تا اين جا که يکي از نام آوران مکتب اکولوژيکي به نام هارلن باروز (H.H.Barrows) جغرافيا را علم اکولوژي انساني مي داند،به نظر مي رسد که پيروان مکتب اکولوژيکي، جغرافيا را بيش از پيش به علوم اجتماعي نزديکتر مي کنند.
4-مکتب سازمان فضاي زندگي
  
نگرش علمي به جغرافيا به عنوان علم پراکندگي، جغرافيا را بيش از پيش به علوم رياضي وابسته مي کند. در اين مکتب، جغرافيا، علم مطالعه پراکندگي فضاهاي زندگي و وابستگي هاي مکاني است. در اين جا مفاهيم (مکان) و (پراکندگي) اساس کار جغرافي دانان مي باشد. تئوري تحليل مکاني در علوم اجتماعي، علوم اقتصادي، بيش از جغرافياي انساني راه تکامل پيموده است. مکان يابي صنعتي و کشاورزي اساسا با مکان اقتصادي در رابطه است. در مکتب سازمان فضاي زندگي به روش هاس آماري و رياضيات در توجيه سازمان بندي فضاي زندگي تاکيد مي شود.
  
در مکتب سازمان فضاي زندگ، قلمروهاي مشترک ميان جغرافيا و علوم اجتماعي بيانگر اهميت ميان رشته هاي شاخه هاي مختلف جغرافياست. قلمروهاي مشترک ميان شاخه هاي مختلف جغرافياي انساني با جامعه شناسي زياد است. چنانکه جامعه شناسي شهري، اکولوژي انساني و جمعيت شناسي، قلمروهاي مشترک زيادي با جغرافياي شهري، جغرافياي اجتماعي و جغرافياي جمعيت دارد.
  
     
  
با توجه به آنچه گذشت مي توان مشخصات سه گانه اي جهت علم جغرافيا به شرح زير بيان کرد:
  
1-اولين خصلت جغرافيا، تاکيد برعوامل و شرايط مکان است. جغرافيا به تفاوتهاي موجود ميان عوامل طبيعي و انساني در مکان يا فضاي زندگي تاکيد دارد.
2-دومين خصيصه جغرافيا، تاکيد اکولوژيکي جغرافيا در مورد روابط انسان و محيط اوست.
3-سومين مشخصه جغرافيا، تحليل ناحيه اي است که درآن نگرش هاي مکاني و اکولوژيکي پياده مي شود.

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در دوشنبه هفدهم اسفند 1388  |
 منابع آزمون کارشناسی ارشد جغرافیا

برنامه ریزی ناحیه ای و روستایی:

  • 1- معصومی اشکوری . سید حسن - اصول و مبانی برنامه ریزی منطقه ای - مولف 76
  • 2- زمردیان محمد جعفر - اصول و مبانی عمران ناحیه ای - طلوع آزادی 64
  • 3- آسایش حسین - اصول و روش های برنامه ریزی ناحیه ای -پیام نور 75
  • 4- آسایش حسین - اصول و روش های برنامه ریزی روستایی -پیام نور 74
  • 5- آسایش حسین - کارگاه برنامه ریزی روستایی - پیام نور 74
  • 6- آسایش حسین - برنامه ریزی روستایی در ایران - پیام نور 75
  • 7- مهندسین مشاور دی- اچ - وی هلند- رهنمود هایی بر برنامه ریزی مراکز روستایی - جهاد سازندگی

جغرافیای روستایی و کوچ:

1-     مشیری . سید رحیم -جغرافیای کوچ نشینی ( مبانی و ایران -سمت 72

2-     امان الهی بهاروند. اسکندر- کوچ نشینی ایران - آگاه 60

3-     مشیری سید رحیم - جغرافیای کوچ نشینی ( مبانی و ایران) - پیام نور 71

4-     فشارکی پریدخت- جغرافیای روستایی ( عمومی)- دالنشگاه آزاد اسلامی 73

5-     مهدوی مسعود - مقدمه ای بر جغرافیای روستایی ایران - سمت 77

6-     مهدوی مسعود - جغرافیای روستایی ایران - پیام نور 74

7-     سعیدی عباس- مبانی جغرافیای روستایی - سمت 77

8-     فرجی عبدالرضا - جغرافیای اقتصادی ایران ج1 کشاورزی پیام نور 74

جغرافیای شهری ( مبانی و ایران):

  • 1- شکوئی حسین - دیدگاه های نو در جغرافیای شهری ج 1 سمت 73
  • 2- فرید یداله - جغرافیا و شهر نشینی - دانشگاه تبریز- 68
  • 3- نظریان اصغر - جغرافیای شهری ایران - پیام نور 72
  • 4- رضوانی علی اصغر - روابط متقابل شهر و روستا با تاکید بر ایران - پیام نور 74
  • 5- شکوئی حسین - جغرافیای شهری -پیام نور 75

برنامه ریزی شهری ( مبانی و ایران

  • 1- زیاری کرامت اله - برنامه ریزی شهر های جدید - سمت 78
  • 2- شیعه اسماعیل - مقدمه ای بر مبانی برنامه ریزی شهری- دانشگاه علم و صنعت - 76
  • 3- مشهدی زاده ناصر - تحلیلی از ويژگی های برنامه ریزی شهری در ایران - دانشگاه علم و صنعت 73
  • 4- مجتهد زاده غلامحسین برنامه ریزی شهری در ایران - پیام نور 77
  • 5- میر اسکار جی کی- در آمدی برمبانی برنامه ریزی شهری - ترجمه سلیمانی محمد و دیگران - جهاد دانشگاهی تربیت معلم - 76
  • 6- رهنمایی محمد تقی - مجموعه مباحث و روشه ای شهر سازی - 2 -جغرافیا- وزارت مسکن و شهرسازی 69

منابع آب و خاک :

  • 1- کردوانی پرویز- منابع و مسایل آب در ایران- ج 1 دانشگاه تهران
  • 2- کردوانی پرویز - منابع و مسایل آب در ایران .ج 2 ( آبهای شور) -قومس 69
  • 3- کردوانی پرویز - مناطق خشک -ج 1 دانشگاه تهران 69
  • 4- کردوانی پرویز - جغرافیای خاک ها - دانشگاه تهران 68
  • 5- کردوانی پرویز - جغرافیای خاک ها- پیام نور 72
  • 6- صداقت محمود- منابع و مسایل آب - پیام نور 74
  • 7- علیزاده امین - اصول هیدرولوژی کاربردی - آستان قدس رضوی 68
  • 8- مهدوی مسعود - هیدرولوژی آبهای سطحی ایران - سمت 73
  • 9- رامشت محمد حسن - جغرافیای خاک ها - دانشگاه اصفهان 72
  • 10- بای بوردی محمد - خاک . تشکیل و طبقه بندی - دانشگاه تهران

منابع کارشناسی ارشد جغرافیا در گرایش آب و هوا شناسی:

1.      علیجانی ، بهلول . کاویانی ، محمد رضا : مبانی آب و هواشناسی  انتشارات سمت . چاپ 73

2.      علیجانی ، بهلول : آب و هوای ایران  . انتشارات پیام نور چاپ 76

3.      صداقت ، محمود : زمین و منابع آب . پیام نور 72

•4.      جعفر پور ، ابراهیم :آب و هوا شناسی دانشگاه تهران 69

ضرایب دروس دوره کارشناسی ارشد

رشته

انتخابی

 

 

دروس

طبیعی

سیاسی

شهری

روستایی

زبان تخصصی و عمومی

جغرافیای شهری( مبانی و ایران)

جغرافیای روستایی و عشایری(مبانی و ایران)

برنامه ریزی شهری ( مبانی و ایران )

مبانی جغرافیای طبیعی

فلسفه جغرافیا

برنامه ریزی روستایی و ناحیه ای

ژئومورفولوژی ( مبانی و ایران)

آب و هوا شناسی ( مبانی و ایران)

منابع آب و خاک  ( مبانی و ایران )

مبانی جغرافیای انسانی ( شهر و روستا)

جغرافیای سیاسی ( مبانی و ایران )

جغرافیای جمعیت ( مبانی و ایران )

2

0

0

0

0

1

0

2

2

2

1

0

0

2

0

0

0

1

1

0

1

0

0

2

2

1

2

2

0

2

1

1

2

0

0

0

0

0

0

2

2

2

0

1

1

2

0

0

0

0

0

0

فلسفه جغرافیا:

  • 1. شکوئی ، حسین .اندیشه های نو در فلسفه جغرافیا ج 1و2 گیتاشناسی 1377
  • 2. شکوئی ، حسین . فلسفه جغرافیا . گیتا شناسی 1364
  • 3. شکوئی ، حسین .کلیات فلسفه جغرافیا . پیام نور .1369
  • 4. شکوئی ، حسین . مکتب های جغرافیایی و جغرافیای کاربردی . آستان قدس رضوی.1368
  • 5. فرید . ید اله . سیر اندیشه در جغرافیای انسانی . دانشگاه تبریز 1372
  • 6. مشیری . سید رحیم . منابع و ماخذ جغرافیایی . پیام نور 1376

منابع جغرافیای انسانی:

  • 1- ماکس دریو -جغرافیای انسانی- ترجمه سیروس سهامی .رایزن- 74
  • 2- صفی نژاد جواد - مبانی جغرافیای انسانی. دانشگاه تهران . 71
  • 3- بدری فر . منصور - جغرافیای انسانی ایران . پیام نور 77

جغرافیای سیاسی :

  • 1- میر حیدر ( مهاجرانی ) دره - مبانی جغرافیای سیاسی - سمت 77
  • 2- الاسد بر دراسیدل و جرالد اچ بلیک - جغرافیایس سیاسی خاورمیانه و شمال افریقا ترجمه دره میر حیدر - دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل 70
  • 3- عزتی . عزت اله - ژئو استراتژی - سمت 73
  • 4- عزتی . عزت اله - ژئو پلتیک - سمت . 71

جغرافیای جمعیت :

  • 1- مهدوی مسعود -اصول و مبانی جغرافیای جمعیت - قومس = 77
  • 2- مهدوی . مسعود - جغرافیای جمعیت - پیام نور 72
  • 3- نظریان . اضغر - جغرافیای جمعیت ایران - پیام نور 76
  • 4- فرید . یداله - جغرافیای جمعیت - دانشگاه تبریز .74

اصول و تکنیک های عکس های هوایی و ماهواره ای :

  • 1- زبیری . محمود و دالکی .احمد - اصول تفسیر عکس های هوایی - دانشگاه تهران . 71
  • 2- علیزاده ربیعی .حسن - سنجش از دور ( اصول و کاربرد ) -سمت . 73
  • 3- علیجانی . بهلول -اصول عکس های هوایی ( جغرافیا) -پیام نور 71
  • 4- رضوانی . علی اضغر - کاربرد عکس های هوایی و ماهواره ای در جغرافیا - پیام نور 74
  • 5- چهرازی . علی بابا - فتوژئو لوژی -پیام نور 70

کارتوگرافی :

  • 1- زاهدی مجید -مقدمه ای بر کارتوگرافی - سمت 73
  • 2- جداری عیوضی . جمشید- نقشه و نقشه خوانی در جغرافیا - پیام نور 69
  • 3- کشکولی . قاسمعلی - نقشه برداری نظری - پیام نور 74
  • 4- نوبخت . شمس - نقشه برداری - دانشگاه علم و صنعت 72

ژئو مورفولوژی ( مبانی و ایران):

  • 1- محمودی فرج اله - ژئومورفولوژی ج 1 (ژئومورفولوژی ساختمانی و دینامیک بیرونی) دانشگاه تهران 75
  • 2- محمودی . فرج اله - ژئومورفولوژی ج 2 (ژئومورفولوژی اقلیمی) دانشگاه تهران 70
  • 3- محمودی فرج اله - ژئومورفولوژی دینامیک - پیام نور 74
  • 4- محمودی فرج اله - ژئومورفولوژی ساختمانی - پیام نور 76
  • 5- جداری عیوضی . جمشید - ژئومورفولوژی ایران - پیام نور- 76
  • 6- حریریان محمود - کلیات ژئومورفولوژی ایران - دانشگاه آزاد اسلامی 69
  • 7- محمودی فرج اله - ژئومورفولوژی اقلیمی - پیام نور 76
  • 8- خیام . مقصود - ژئومورفولوژی ساختمانی - نیما 66
9- احمدی حسن - ژئومورفولوژی کاربردی - دانشگاه تهران 67
|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در دوشنبه هفدهم اسفند 1388  |
 طرح هادي در 65 روستاي دره‌شهر در حال اجرا است

طرح هادي در 65 روستاي دره‌شهر در حال اجرا است

هاشم علي‌بخشي امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در ايلام اظهار داشت: اين تعداد روستا جزو روستاهاي بالاي 20 خانوار بوده كه طرح هادي در آنها تاكنون اجرا نشده است.
وي ادامه داد: اين تعداد روستا بالاي 20 خانوار در مناطق مختلف شهرستان‌ دره‌شهر و در جنوب شرقي استان ايلام قرار دارند.
اين مسئول اضافه كرد: در اجراي طرح هادي فعاليت‌هاي عمراني مانند جدول‌كشي، خيابان‌كشي، آسفالت، پيگيري محدوديت‌هاي و مسائل بهداشتي و ... اجرا شده است.
علي‌بخشي تصريح كرد: براي اجراي طرح هادي در اين تعداد روستا در شهرستان دره‌شهر استان ايلام در مجموع 10 ميليارد ريال اعتبار هزينه شده است.
مديركل بنياد مسكن انقلاب اسلامي استان ايلام گفت: اين ميزان اعتبار از محل اعتبارات عمراني و استاني اختصاص يافته و صرف اجراي طرح هادي در روستاهاي دره‌شهر استان ايلام شده است.
وي ادامه داد: اجراي طرح هادي در تمام روستاهاي واجد شرايط استان ايلام يكي از برنامه‌هاي اين دستگاه اجرايي است.
اين مسئول اضافه كرد: براي اجراي اين مهم برنامه‌هاي مختلفي تدوين شده كه قرار است از ابتداي سال آينده نيز اين برنامه‌ها اجرايي شوند.
علي‌بخشي تصريح كرد: استان ايلام در مجموع داراي 390 روستاي واجد اجراي طرح هادي بوده كه همه اين روستاها بالاي 20 خانوار جمعيت هستند.
مديركل بنياد مسكن انقلاب اسلامي استان ايلام گفت: تاكنون در مجموع در 190 روستاي بالاي 20 خانوار در استان ايلام طرح هادي اجرا شده است.
وي ادامه داد: با احتساب روستاهاي زير پوشش طرح هادي، حدود 200 روستاي ديگر باقي مانده تا طرح هادي در آنها اجرايي شود.
اين مسئول اضافه كرد: يكي ديگر از برنامه‌هاي اين دستگاه اجرايي مقاوم سازي خانه‌هاي روستايي استان ايلام بوده كه براساس مصوبات دور اول و دوم سفر هيئت دولت به ايلام در دستور كار قرار گرفته است.
علي‌بخشي تصريح كرد: براي مقاوم‌سازي 700 واحد مسكوني در 58 روستاي شهرستان دره‌شهر 52 ميليارد ريال اعتبار هزينه شده است.

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در شنبه پانزدهم اسفند 1388  |
 ترافيك، نفس تهران رابريده است

ترافيك، نفس تهران رابريده است

شلوغى خيابان ها، انتظار چندين ساعته خودروها در معابر، حضور با اشتياق مردم در خيابان ها براى خريد نوروزى و تكاپوى دو چندان شهر تا پاسى از شب در روزهاى پايانى سال، نفس تهران را بريده است. به گزارش ايرنا، هرساله در روزهاى پايانى سال، با نزديك شدن به سال جديد، خيابان هاى تهران با ازدحام خودروها و عابران پياده قفل مى شود و ديگر، جايى براى حركت باقى نمى ماند. برآوردها نشان مى دهد تهران داراى حدود ۳ ميليون و ۸۰۰ هزار خودرو است و طول شبكه بزرگراهى و معابر اصلى موجود ۲ هزار و ۵۰۰ كيلومتر است. از سوى ديگر، اين ميزان شبكه معابر تنها ظرفيت ۷۲۰ هزار خودرو را دارد درحالى كه اكنون ۴/۴ برابر ظرفيت موجود در آن، خودرو تردد مى كند. برخوردار نبودن همين ميزان شبكه معابر به ويژه تقاطع ها از طراحى صحيح و استاندارد و ضعف مديريت شهرى براى بهبود اوضاع ترافيكى، از مسائلى است كه باعث وخيم تر شدن اوضاع ترافيكى در روزهاى پايانى سال شده است.در اين ميان، توليد روزافزون خودروها را كه تناسب صحيحى با خروج خودروهاى فرسوده در كشور ندارد، نبايد از نظر دور داشت كه امرى تاثيرگذار بر ترافيك است. بررسى ها نشان مى دهد ترافيك در دو زمان؛ يكى هنگام آغاز سال جديد تحصيلى و ديگرى، آغاز سال نو به اوج خود مى رسد و پليس به رغم حضور پررنگ و تلاش شبانه روزى، قادر به رهايى شهر از ترافيك نيست و اين وضعيت تا هنگام حلول سال جديد ادامه مى يابد. با حلول سال نو، شهر يكباره از خودرو خالى مى شود و ترافيك به وضعيت سابق خود و به شكل هميشگى باز مى گردد. عده اى از كارشناسان ترافيك معتقدند: در ماه پايانى سال، ۲ ميليون سفر بر سفرهاى شهرى افزوده مى شود كه اين امر، خود علت شلوغى معابر و ترافيك پايان سال است. به گفته كارشناسان ترافيك۴۰، درصد مشكلات ترافيكى تهران ناشى از عدم آشنايى شهروندان با فرهنگ آمد و شد در شهر است؛ غافل از اينكه عامل فرهنگ نقش مهمى را در ترافيك اعمال مى كند. «مهندسى ترافيك»، «اجراى قوانين و مقررات» و «فرهنگ»، سه ركن اصلى در زمينه ترافيك هستند كه تاكنون به هر يك از اين اركان توجه درخورى نشده است. عبور از چراغ قرمز، پارك دوبله، انسداد معبر، تخلف از مقررات و تردد در خيابان هاى ممنوعه، مصداق هايى از بى نظمى هاى ترافيكى هستند كه باعث شلوغى بيشتر خيابان ها و معابر مى شوند . تردد برخى خودروها در پياده روها و توقف آنها در محل هاى عبور عابر پياده، پهن بودن بساط دستفروش ها در قسمت هايى از خيابان ها و پياده روها و نيز تخليه نخاله و مصالح ساختمانى در خيابان، از ديگر مصداق هاى بى توجهى به فرهنگ ترافيكى است. اين در حالى است كه ارتقاى فرهنگ ترافيك مى تواند نقش موثرى در تسهيل اوضاع ترافيك شهر داشته باشد. نتيجه تحقيقات نشان مى دهد، ناكارآمدى سيستم حمل و نقل عمومى از دلايل عمده ترغيب بيشتر مردم به استفاده از خودرو شخصى بويژه در روزهاى شلوغ و پايانى سال است كه نتيجه اى جز افزايش آلودگى هوا و مصرف سوخت در پى ندارد و تهران را با بحران مواحه كرده است. «مجيد پريزاد» مى گويد: ساعات عصرگاهى ترافيك سنگين تر است، چرا كه مردم در اوقات فراغت خود اقدام به حضور در شهر براى خريد نوروزى مى كنند.

|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در شنبه پانزدهم اسفند 1388  |
 «تاريك خانه»؛ هويت تاريخي دامغان
«تاريك خانه»؛ هويت تاريخي دامغان




روزهاي پاييزي فرصت مناسبي براي سفر به شمار مي رود. در ميان بي شمار فرصت و پيشنهاد سفر اگر در اين روزها به هر دليلي در مسير شمال شرق كشور قرار گرفتيد، پيشنهاد مي شود حتما سري به شهر تاريخي و با هويت دامغان بزنيد.
    اين شهر كه همسايه شاهرود و سمنان است فرصت مناسبي براي گردشگري فرهنگي و همچنين طبيعي در كنار هم به شمار مي رود.
    اما در جنوب شرقي ترين نقطه اين شهر بناي تاريخي واقع شده است كه گرچه سال هاست از نگاه بي شمار گردشگر داخلي در اين مسير گردشگري پنهان مانده است، اما آنقدر قدمت تاريخي دارد كه نه يكباره بلكه چند بار، ارزش ديدن دارد. مسجد تاريخانه دامغان همين بناي تاريخي يا بهتر است بگوييم باستاني اين شهر است كه يكي از نخستين مساجد صدر اسلام در ايران به شمار مي رود كه به واسطه نوع معماري خاصش هنوز محكم پا برجا ايستاده است.
    اگرچه نوشته اي كه تعيين كننده تاريخ بناي آن باشد وجود ندارد ولي آندره گدار باستان شناس معروف فرانسوي كه سال ها ايران را كاوش كرده است، با استناد به مطالعات تطبيقي در زمينه سبك معماري و شيوه هاي ساختاري تاريخ ميانه سده دوم هجري را براي اين مسجد تاريخي پيشنهاد كرده است. البته ناگفته نماند كه اهميت اين بنا به خاطر امتزاج سبك عربي، اسلامي و اسلوب و معماري عهد ساساني است. تاريخ ساخت اين مسجد دقيقا به تاريخ بعد از ساخت مسجد جامع فهرج يزد برمي گردد، يعني سال هاي دوم و سوم هجري قمري كه سبك معماري ساساني در آن سال ها در ايران رواج بسياري داشته است.
    زيبايي جز لاينفك اين مسجد به شمار مي رود اما بايد مهمترين قسمت اين مسجد را شبستان آن به شمار آورد كه در عين آن كه از سادگي خاصي برخوردار است، زيبايي بسيار وصف ناشدني را در ساخت يك مسجد به همراه دارد. با توجه به كاوش هاي به عمل آمده مشخص شده است كه در اضلاع ديگري از صحن شبستان هاي ديگري نيز وجود داشته است كه پايه ستون هاي آن همچنان باقي است. منار سلجوقي كه در مجاورت اين بناي تاريخي است متعلق به سال 417 هجري قمري است.
    جالب آن است كه آندره گدار در اوايل دهه 1930 مسجد را مورد بررسي و مطالعه قرار داده از بقاياي مناره اي چهارگوش به عنوان مناره قديمي نام برده و موقعيت آن را در كنار منار، آجري فعلي كه به اوايل سده پنجم هجري تعلق دارد روي نقشه نشان داده است.
    بررسي ها نشانگر آن است كه اين مسجد ساختار يكپارچه نداشته و دست كم در سه دوره مورد مرمت هاي اساسي قرار گرفته است. اما با اطلاعات فعلي آثار چهار دوره تاريخي شامل دوره هاي نخستين اسلامي، آل زيار، قرون ميانه اسلام و قرن حاضر در اين مسجد شناسايي شده است. ابهت تاريخي مسجد تاريخانه دامغان آنقدر زياد است كه پهلو به قديمي ترين آثار تاريخي كشورمان مي زند، اما به راستي چند نفر از مردمان كشورمان شهر دامغان را با اين مسجد تاريخي مي شناسند.
|+| نوشته شده توسط علی اصغر خراسانی نژاد در شنبه پانزدهم اسفند 1388  |
 
 
بالا